قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨١٨ - بالقوه صرفنظر از زمان بعد از بالفعل است
بالقوّه را تعريف كنيم، به هيچوجه نمىتوانيم ماهيت آن را بدون در نظر گرفتن فعليت آيندهاش تصور كرده و آن را به صورت يك حدّ تام معرفى نماييم. به اين ترتيب، معلوم مىشود بالفعل بودن يك شىء در مقام انديشه و تصور نيازمند بالقوّه بودن آن نمىباشد؛ ولى بالقوّه بودن براى يك شىء در مقام انديشه و تصور بدون در نظر گرفتن فعليت آن به هيچوجه امكانپذير نيست. بهطور مثال گفته مىشود شكل بالفعل چهارگوش را در هندسه به آسانى مىتوان تصور كرد و آن را تعريف نمود؛ در حالى كه اگر كسى بخواهد شكل بالقوّه چهارگوش را در هندسه به صورت استعداد و آمادگى براى چهارگوش شدن تعريف كند، ناچار بايد شكل بالفعل چهارگوش را نيز در نظر داشته باشد.
علاوه بر آنچه گذشت، اين مسئله نيز حائز اهميت است كه بالقوّه بودن در يك شىء همواره مرحلۀ نقصان را نشان مىدهد، در حالى كه بالفعل بودن براى يك شىء چيزى جز كمال نسبى آن نمىباشد؛ عبارت ابن سينا در اين باب چنين است:
. . . إنّ الأمر فى الأشياء الكائنة الفاسدة فهو على ما قالوا فإنّ القوّة فيها قبل الفعل قبليّة بالزّمان و أمّا الامور الكلّية أو المؤبّدة التّى لا تفسد فإنّها لا تتقدّمها الّتى بالقوّة ألبتّة ثمّ القوّة متأخّرة بعد هذه الشّرائط من كلّ وجه الخ. . . ١.
صدر المتألّهين اين قاعده را از شيخ الرّئيس ابو على سينا نقل كرده و آن را مورد تأييد قرار داده است. وى در بسيارى موارد و به مناسبتهاى گونهگون از اين قاعده استفاده كرده و آن را در كتاب اسفار ٢مورد استناد خويش قرار داده است.
[١] همانجا.
[٢] الاسفار الاربعة، ج ٣، ص ٥؛ ج ٥، ص ٢٧٠؛ ج ٨، ص ٨٤.