قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٥١ - برهان اول
الشّىء القائم بذاته المدرك لذاته لا يعلم ذاته بمثال لذاته فى
ذاته
نفس خودآگاه انسان نسبت به ذات خويش هرگز از طريق مثال خودآگاه نمىگردد. به مقتضاى اين قاعده نفس ناطقه به هيچوجه از طريق علم حصولى نسبت به ذات خويش عالم نمىشود. خودآگاهى براى نفس تنها از راه علم حضورى صورت تحقق مىپذيرد.
معنى اين سخن آن است كه نفس آدمى نسبت به ذات خويش همواره آگاه است؛ اين آگاهى از نوع علم حصولى و صورت ذهنى به شمار نمىآيد. به اين ترتيب مىتوان گفت علم به خود كه آن را خودآگاهى خواندهاند، با علم به ساير اشياء تفاوت اساسى دارد.
تفاوت ميان خودآگاهى و علم به ساير اشياء در اين است كه علم به اشياء از راه ادراك صورتهاى ذهنى تحقق مىيابد، ولى خودآگاهى به هيچوجه نيازمند صورتهاى ذهنى نيست. حكيم بزرگ اشراقى، شهاب الدّين سهروردى، يك فصل از كتاب ارزشمند حكمة الاشراق را به بحث از اين قاعده اختصاص داده است. او بر اين عقيده است كه علم به نفس خويش يا خودآگاهى از طريق صورت ذهنى امكانپذير نيست. سهروردى براى اثبات اين قاعده سه برهان اقامه كرده است كه براهين سهگانه او را به ترتيب زير مىتوان خلاصه و تقرير كرد:
برهان اول
جاى هيچگونه ترديد نيست كه نفس ناطقه در مقام ادراك خويش چيزى جز خود را
نمىيابد.
آنجا كه نفس ناطقه خود را مىيابد، خودى يا خويش آشكار مىگردد. خودى يا خويش در قالب يك مفهوم نمىگنجد؛ با هيچ كلمهاى نيز نمىتوان آن را نشان داد. تنها كلمهاى كه براى اشاره به اين حقيقت انتخاب شده، كلمۀ «من» است. اين كلمه تنها در