قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٧٣ - ان الوقوف على حقايق الاشياء ليس فى قدرة البشر
إنّ الوقوف على حقايق الأشياء ليس فى قدرة البشر
واقف شدن بر حقيقت اشياء و رسيدن به كنه هويت هستىها از دايرۀ توانايى ادراك بشر بيرون است. اين قاعده در آثار شيخ الرّئيس ابو على سينا مورد بحث و بررسى واقع شده است.
صدر المتألّهين نيز عين اين عبارت را از تعليقات ابن سينا در كتاب اسفار اربعه نقل كرده و در اين باب به تفصيل سخن گفته است ١.
شيخ مقتول، شهاب الدين سهروردى، اين مسئله را تحت عنوان يك قاعدۀ اشراقيه مطرح ساخته و شارح كتاب حكمة الاشراق آن را هدم و نابودى مسلك مشايى به شمار آورده است. آنچه در آغاز امر به نظر مىرسد اين است كه مفاد اين قاعده با آنچه ابن سينا و ملا صدرا در باب علم و ادراك گفتهاند تناقض آشكار دارد. زيرا اين دو فيلسوف بزرگ اسلامى خود را واقعبين دانسته و با هرگونه سفسطه كه مستلزم انكار يا شك در واقعيت باشد به سختى مبارزه كردهاند. صدر المتألّهين يك فصل از كتاب خويش را به بحث از وجود ذهنى اختصاص داده و با دلايل و براهين محكم و استوار آن را اثبات كرده است.
اثبات وجود ذهنى مطابق آنچه بيشتر حكماى اسلامى در آثار خويش آوردهاند، بهطور مستقيم و بهگونهاى آشكار، اين مسئله را به اثبات مىرساند كه ادراك حقايق اشياء براى بشر امكانپذير است؛ زيرا معنى وجود ذهنى اين است كه هريك از ماهيات همانگونه كه در جهان خارج موجود است در عالم ذهن نيز مىتواند وجود پيدا كند. تنها تفاوت ميان موجود خارجى و موجود ذهنى در اين است كه يك موجود خارجى همواره منشأ ترتّب آثار است؛ ولى موجود ذهنى منشأ ترتّب آثار خارجى نمىباشد. به اين ترتيب، مىتوان گفت كسانى كه وجود ذهنى را در آثار خويش اثبات كردهاند، نمىتوانند ادراك
[١] الاسفار الاربعة، ج ١، ص ٣٩١.