قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٧٥ - وجه شىء يا شىء من وجه؟
مىتوان گفت وجه هستى از دايرۀ قدرت ادراك بشر خارج است؛ ولى هستى من وجه هميشه مورد ادراك انسان واقع مىشود. آنچه در واقع و نفس الامر انسان ادراك مىكند چيزى جز هستى نيست؛ ولى اين هستى است كه همواره از يك وجه براى انسان ظاهر مىگردد.
خود صدر المتألّهين نيز پس از نقل كلام بو على سينا در اين باب، در مقام تفسير و تأويل آن برآمده و مىگويد: حقيقت هرموجود و كنه هستى آن از دايرۀ توانايى ادراك بشر بيرون است. ادراك وجود و نيل به هستى در هرچيز جز به طريق حضور و صريح مشاهده براى انسان امكانپذير نيست. فصل حقيقى در هرشىء چيزى جز عين صورت خارجى آن نمىباشد. عين صورت خارجى شىء كه فعليت و هستى آن به شمار مىآيد به هيچوجه در دايرۀ ادراك انسان حضور نمىيابد؛ زيرا صورت خارجى يك شىء عين خارجيت است. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه آنچه خارج است ذهن نيست؛ آنچه مىتواند در ذهن وجود پيدا كند ماهيت اشياء به شمار مىآيد. ماهيت هرشىء را جنس و فصل منطقى آن تشكيل مىدهند. تفاوت فصل منطقى با عين صورت خارجى يك شىء در اين است كه فصل منطقى لا بشرط و قابل حمل است؛ ولى صورت خارجى به هيچوجه قابل حمل نمىباشد. نزديكترين خصلت و خاصيت صورت خارجى يا اقرب لوازم آن، فصل منطقى را تشكيل مىدهد. به اين ترتيب، مىتوان گفت آنچه انسان مىتواند از حقيقت يك شىء ادراك كند، فصل منطقى آن به شمار آيد؛ ولى آنچه از دايرۀ توانايى ادراك بشر بيرون است، عين صورت خارجى مىباشد. خود ابن سينا در كتاب شفا مفهوم «حساس» را براى حيوان فصل منطقى به شمار آورده و گفته است فصل حقيقى حيوان عبارت است از يك جوهر نفسانى كه تمام هويت يك حيوان را تشكيل مىدهد.
فصل حقيقى را «فصل اشتقاقى» نيز خواندهاند. فصل اشتقاقى چيزى است كه مبدأ و منشأ پيدايش فصل منطقى به شمار مىآيد.
مير سيد شريف جرجانى، شارح كتاب مواقف كه از حكماى بزرگ به شمار مىآيد، بين فصل اشتقاقى و فصل منطقى تفاوت قائل شده و گفته است آنچه از حوزۀ ادراك بشر بيرون است، فصل اشتقاقى به شمار مىآيد، ولى آنچه مىتواند مورد تعلق ادراك انسان واقع شود، فصل منطقى مىباشد. به همين جهت است كه وى تركيب ماهيت را از اجزاء حدّيه موجب حيرت و شگفتى عقول دانسته است.