قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٧٤ - وجه شىء يا شىء من وجه؟
حقايق اشياء را مورد انكار قرار دهند. در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر اثبات وجود ذهنى با مفاد اين قاعده منافات دارد، سخن ابن سينا و ملاّ صدرا را در اين باب چگونه مىتوان توجيه كرد؟
در مقام پاسخ به اين پرسش گفته مىشود مقصود بو على سينا از مطرح ساختن اين قاعده در آثار خويش اين است كه علم تفصيلى به كنه حقايق هستى از دايرۀ توانايى ادراك بشر بيرون است. ولى ادراك ماهيت اشياء به هيچوجه در سخن وى مورد انكار واقع نشده است؛ زيرا همانگونه كه گذشت، اگر كسى تسليم وسوسه و سفسطۀ سوفسطاييان نشود و به نوعى واقعيت اعتراف كند، ناچار به امكان ادراك ماهيت اشياء نيز اعتراف خواهد كرد. استاد بزرگوار مرحوم علاّمه طباطبايى در تعليقهاى كه بر كتاب اسفار نوشته است، سخن ابن سينا را در باب اين قاعده توجيه و تفسير كرده و مىگويد:
ما ذكره الشّيخ و إن كان حقّا فى الجملة، لكن ينبغى تقييده بالعلم التّفصيلى الإكتناهى بالحدود، و إلاّ فمن البيّن إنّ إثبات الوجود الذّهنى قول بتحقّق العلم بماهيّات محفوظة فى الوجودين بعينها، و هو القول بحصول العلم بحقيقة الأشياء فى الجملة، بل نفى السّفسطة و إثبات العلم الحقيقى يوجب القول بحصول العلم بحقايق الأشياء فى الجملة-كما هو ظاهر بأدنى تأمّل ١.
وجه شىء يا شىء من وجه؟
حاج ملاّ هادى سبزوارى نيز در تعليقۀ خود بر كتاب اسفار به اين تناقض اشاره كرده و مىگويد مفاد اين قاعده در آغاز امر با آنچه در باب وجود ذهنى به اثبات رسيده مخالف و متناقض به نظر مىرسد؛ زيرا به مقتضاى اين قاعده بشر از ادراك حقايق جهان هستى ناتوان است؛ ولى مفاد براهين وجود ذهنى اين است كه ادراك حقايق اشياء هميشه براى انسان امكانپذير مىباشد. سبزوارى اين تناقض را موهوم و ظاهرى دانسته و معتقد است در واقع و نفس الامر ميان اين قاعده و آنچه در باب وجود ذهنى آمده هيچگونه تناقض و تهافت وجود ندارد؛ زيرا وجه شىء با آنچه آن را شىء من وجه مىخوانند، يك چيز به شمار نمىآيد. آنچه در اين قاعده مورد بررسى قرار گرفته اين است كه وجه شىء از دايرۀ توانايى ادراك بشر بيرون است، ولى آنچه در باب وجود ذهنى اثبات شده اين است كه ادراك شىء من وجه هميشه براى انسان امكانپذير مىباشد. به عبارت ديگر
[١] همانجا، حاشيۀ ط.