قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٠٢ - الحادث زمانيا كان او ذاتيا يستلزم المسبوقية بالعدم
الحادث زمانيا كان أو ذاتيّا يستلزم المسبوقيّة بالعدم
يكى از تقسيمهاى نخستين كه براساس اصل هستى انجام مىپذيرد، تقسيم وجود است به دو قسم حادث و قديم. اين تقسيم نيز مانند ساير تقسيمهاى اوليه از عوارض ذاتى وجود به شمار مىآيد. تقسيمهاى نخستين عبارتند از تقسيمهايى كه بدون هيچگونه واسطه، عارض هستى مىگردند؛ اصل هستى نيز بدون اينكه به هيچگونه تعين طبيعى يا رياضى متعين شده باشد، آنها را مىپذيرد. به اين ترتيب مىتوان گفت صفات حادث و قديم نسبت به اصل هستى از صفات ذاتى به شمار مىآيند؛ ولى نسبت به موجودات ماهوى چيزى جز صفات عرضى نمىباشند. جاى هيچگونه ترديد نيست كه مفهوم حادث و قديم، مانند مفاهيم ساير تقسيمهاى نخستين در باب وجود، از جمله مفاهيمى به شمار مىآيند كه به هيچوجه نيازمند تعريف حقيقى نمىباشند؛ زيرا اينگونه مفاهيم در بداهت و روشنى همانند مفهوم هستى مىباشند. همانگونه كه مفهوم هستى بىنياز از تعريف است، اين مفاهيم نيز بىنياز از تعريف مىباشند. عدم نياز اينگونه مفاهيم به تعريف حقيقى از جهت ديگر نيز قابل توجيه است؛ آن جهت اين است كه معانى اين صفات از معقولات ثانيه به شمار مىآيند. معقولات ثانيه امورى هستند كه نمىتوان آنها را از حقايق عينى به شمار آورد و مسلما اگر چيزى داراى حقيقت عينى در جهان خارج نباشد، داراى تعريف حقيقى نمىباشد. با توجه به آنچه ذكر شد، به آسانى مىتوان گفت هرگونه تعريف، براى صفت حادث يا قديم چيزى جز شرح الإسم نمىباشد.
حكما در باب تعريف معنى حدوث گفتهاند حادث، موجودى را گويند كه مسبوق به نيستى خويش است؛ در مقابل، قديم عبارت است از موجودى كه مسبوق به نيستى خويش نمىباشد. مسبوق بودن به نيستى خويش در مورد موجودى كه حادث زمانى باشد، بسيار روشن است؛ ولى در مورد موجوداتى كه حادث زمانى نيستند، اين پرسش