قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧١٤ - الحركة لا تخلو عن حدّ ما السرعة و البطوء
الحركة لا تخلو عن حدّ ما من السّرعة و البطوء
حركت چيزى است كه هرگز از يك نوع شتاب يا كندى خالى نمىباشد؛ زيرا حركت هر چه باشد، ناچار بايد در چيزى و در زمانى به وقوع بپيوندد. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه اگر حركت پيوسته در چيزى و در زمانى به وقوع مىپيوندد، ناچار بايد از يك نوع شتاب يا كندى برخوردار باشد. سرعت و بطوء را بايد از لوازم حركت به شمار آورد.
حركت بدون سرعت يا بطوء در خارج وجود ندارد. حركت سريع عبارت است از طى مسافت بيشتر در زمان كمتر يا در زمان مساوى؛ طى مسافت مساوى در زمان كمتر نيز از مصاديق حركت سريع به شمار مىآيد. حركت بطىء عبارت است از چيزى كه درست در مقابل حركت سريع واقع مىشود. تندى و كندى در باب حركت از جملۀ امور اضافى به شمار مىآيد كه بدون تحقق معنى اضافه هيچيك از آنها در خارج مصداق پيدا نمىكند.
حركت كند هرگاه با حركت كندتر مقايسه شود، يك حركت تند به شمار مىآيد.
همانگونه كه حركت تند هرگاه با حركت تندتر مقايسه شود، يك حركت كند به شمار مىآيد. به اين ترتيب بايد گفت: تندى و كندى مانند بزرگى و كوچكى دو صفت است كه پيوسته با يكديگر متضايف مىباشند. تضايف يكى از اقسام چهارگانۀ تقابل است كه داراى احكام مخصوص مىباشد.
برخى گمان كردهاند حركت كند چيزى است كه از تركيب مقدارى حركت و مقدارى سكون به وجود مىآيد. در نظر اين جماعت، سكون چيزى است كه مىتواند در ميان اجزاى حركت نفوذ كند و از شتاب آن بكاهد. كسانى كه با مسائل حركت آشنايى دارند، به خوبى مىدانند كه اين سخن به هيچوجه نمىتواند يك سخن معقول و منطقى به شمار آيد؛ زيرا حركت يك امر متصل و پيوسته است. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه آنچه در واقع متصل و پيوسته است، تنها مىتواند بالقوه قابل تقسيم باشد. چيزى كه در واقع و