قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٦٧ - الوحدة ليست بعدد بل هى مبدأ له
جاى هيچگونه ترديد نيست كه اگر ماهيت هريك از اعداد يك ماهيت بشرط لا به شمار آيد، به هيچوجه نمىتوان گفت يك عدد از اعداد ديگر مشتق مىشود؛ زيرا يك ماهيت بشرط لا همواره دافع و طارد ماهيات ديگر به شمار مىآيد. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه اگر چيزى دافع و طارد ماهيات ديگر باشد، هرگز نمىتواند منشأ پيدايش آنها واقع شود. به اين ترتيب، بايد گفت هيچيك از اعداد منشأ پيدايش اعداد ديگر نمىباشد. آنچه مىتواند منشأ پيدايش همۀ اعداد واقع شود، چيزى جز واحد نيست.
دليل اين امر آن است كه واحد يك امر لا بشرط است؛ به همين جهت داراى يك ماهيت معين عددى نمىباشد. چيزى كه عدد به شمار نيايد و نسبت به همۀ انواع اعداد نيز لا بشرط باشد، مىتواند منشأ پيدايش همۀ اعداد واقع شود.
برخى گفتهاند واحد منشأ پيدايش اعداد نيست؛ بلكه هريك از اعداد را مىتوان از اعداد ديگر به وجود آورد. بهطور مثال گفته مىشود عدد ده چيزى است كه مىتواند از چند طريق گونهگون به وجود آيد. اعدادى كه مىتوانند در پيدايش عدد ده مؤثر واقع شوند؛ مثلا دو عدد پنج، يك عدد سه به انضمام يك عدد هفت، يك عدد شش به انضمام يك عدد چهار، و. . . هستند. شايد اين سخن در نظر علماى علم حساب درست و معتبر باشد؛ ولى به هيچوجه نمىتوان آن را از نقطهنظر فلسفى مورد تأييد و تصديق قرار داد؛ زيرا اگر كسى منشأ پيدايش عدد ده را اعداد مزبور بداند با يكى از اين دو اشكال روبهرو خواهد شد:
١. ترجيح بدون مرجّح
٢. تكرار در اجزاء ماهيت
اگر گفته شود عدد ده تنها از دو عدد پنج تشكيل مىشود، گفته مىشود دو عدد پنج به هيچوجه بر ساير اعدادى كه مىتوانند تشكيلدهندۀ ده به شمار آيند ترجيح ندارد؛ ولى اگر گفته شود عدد ده از مجموع اعدادى تشكيل مىشود كه مىتوانند در پيدايش آن مؤثر واقع شوند، در اين صورت تكرار در اجزاء ماهيت امرى اجتنابناپذير خواهد بود.
اين مسئله نيز بسيار روشن است كه تكرار در اجزاء ماهيت مستلزم اين است كه يك شىء از ذاتيات خويش بىنياز باشد. بىنياز بودن از ذاتيات نيز امرى محال و نامعقول به شمار مىآيد.
دليل اين امر كه تكرار در اجزاء ماهيت مىتواند موجب بىنياز بودن يك شىء از