قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٤٥ - بر امور جزئى برهان اقامه نمىشود
٣. پيدايش صور ادراكات در نفس ناطقه از طريق فانى شدن در عقل فعّال و باقى بودن به بقاى آن انجام مىگيرد. فيلسوف بزرگ اسلامى صدر المتألّهين شيرازى اين نظر را پسنديده و مىگويد پيدايش صور ادراكى در نفس ناطقه نه بر سبيل ترشّح است و نه از طريق اشراق، بلكه نفس ناطقه از روى ذات خود مىگذرد و هنگامى كه از ذات خود فانى گشت و كوه انيّتش در پرتو نور حق مندك شد، حقايق اشياء را همانگونه كه در خارج هستند مشاهده مىنمايد. اين نظر براساس حركت در جوهر و تكامل دائمى موجودات استوار است. ضمنا با طريقۀ عرفا و سلاّك راه حقيقت در مسئلۀ فناء فى اللّه و بقاء باللّه نيز مناسب و سازگار است.
بر امور جزئى برهان اقامه نمىشود
تاكنون اين قاعده به روشنى معلوم شد كه يك ادراك جزئى، از آن جهت كه جزئى است، نه كاسب است و نه مكتسب. در آغاز اين مبحث براى اثبات اين قاعده يك برهان اقامه شد. مقتضاى برهان اين بود كه يك ادراك جزئى، چون با هيچ ادراك ديگر ارتباط توليدى ندارد، ناچار نمىتواند ادراك ديگر توليد كند؛ بدينجهت كاسب نيست؛ بر همين اساس نمىتواند توليد شده از ادراك ديگر باشد و به همين جهت مكتسب نيز نمىباشد.
نتيجۀ اين برهان همان بود كه به عنوان قاعدۀ «الجزئى لا يكون كاسبا و لا مكتسبا» اساس اين بحث را تشكيل داد. اكنون در اينجا همان مسئله در يك مقياس گستردهتر و به صورتى ديگر مطرح مىشود و آن به اين ترتيب است كه گفته مىشود: بر امور جزئى برهان اقامه نمىشود، زيرا يك امر شخصى از جهت اينكه جزئى و شخصى است، نمىتواند واسطه در اثبات محمول واقع شود، همانطور كه هيچگونه دليل يا برهان نيز نمىتواند وجود آن را به عنوان جزئيت و تشخّص اثبات نمايد. اين مطلب را به طرق گوناگون مىتوان اثبات كرد. طرق مختلف اثبات اين مدعا به ترتيب عبارتند از:
١. يك موجود جزئى، از جهت اينكه يك فرد شخصى و معيّن است، با ساير موجودات مباينت دارد. زيرا معنى فرد مشخّص بودن همين است كه جز بر خود صادق نباشد.
بنابراين، احوال و احكام يك فرد شخصى، از جهت اينكه فرد و مباين با ديگر افراد است، به هيچ فرد ديگرى سرايت نمىكند.
در اينجا ممكن است اين پرسش پيش آيد كه در باب تمثيل، كه يكى از ادلۀ منطقى