قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٤٦ - بر امور جزئى برهان اقامه نمىشود
است، آيا حكم يك امر جزئى را به جزئى ديگر سرايت نمىدهند؟
پاسخ اين است كه در باب تمثيل اگرچه حكم يك امر جزئى را به امر جزئى ديگر سرايت مىدهند، ولى هنگامى اين سرايت يا انتقال از يك جزئى به جزئى ديگر تحقق مىپذيرد كه هردو امر جزئى در يك امر كلى با يكديگر مشترك باشند و آن سرايت يا انتقال نيز به واسطۀ جهت اشتراك انجام پذيرد.
شيخ الرّئيس ابو على سينا، اين مسئله را در باب تمثيل مورد بحث قرار داده و مىگويد:
فصل فى التّمثيل. و أمّا التّمثيل فهو الحكم على شىء معيّن لوجود ذلك الحكم فى شىء آخر معيّن أو أشياء آخر معيّنة على أنّ ذلك الحكم كلّى على المعنى المتشابه فيه فيكون المحكوم عليه هو المطلوب و المنقول منه الحكم هو المثال و المعنى المتشابه فيه هو الجامع و الحكم و هو المحكوم به على المطلوب المنقول من المثال؛ مثاله إنّ العالم محدّث لأنّه جسم مؤلّف فشابه البناء و البناء محدث فالعالم محدث فهاهنا عالم و بناء و جسميّة و محدث ١.
بنابراين، ابن سينا سرايت حكم را از يك جزئى معين به جزئى ديگر، از طريق يك معنى متشابه مىداند كه در هردو جزئى وجود دارد و آن را جامع خوانده است. به اين ترتيب مىتوان گفت آنچه در باب تمثيل آمده با آنچه در باب امور جزئى مورد بحث واقع شده است متفاوت است؛ و دليل تمثيل را نمىتوان منافى يا مناقض با آن دانست.
٢. وجود شخص را، از جهت اينكه يك فرد جزئى است، با هيچ برهانى نمىتوان اثبات كرد. زيرا برهان، يا از علت پى به معلول بردن است، در اين صورت آن را «برهان لمّى» مىخوانند؛ و يا از معلول پى به علت بردن است، در اين صورت آن را «برهان إنّى» مىگويند. وجود شخص، از جهت اينكه يك فرد جزئى است، نه با برهان لمّى قابل اثبات است و نه با برهانى إنّى؛ زيرا شخص از جهت اينكه يك فرد جزئى است، مركب است از دو جزء: جزء اول آن را طبيعت عام يا جهت مشترك تشكيل مىدهد؛ جزء دوم آن عبارت است از يك سلسله عوارض مشخصه كه در حقيقت شخص بودن آن را اينگونه عوارض تشكيل مىدهند. اين عوارض مشخّصه عبارتند از: زمان معيّن، مكان معيّن، بعد معيّن، وضع معيّن، مادۀ معيّن و. . .
شخص معيّن از جهت عوارض مشخّصه نه علت است و نه معلول. بهطور مثال گفته
[١] النجاة، بخش منطق. ص ٥٨.