قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٣٧ - پاسخ سوم
يكى از دو طريق نمىشناسد. آنچه براى وى اهميت دارد و به آن مىانديشد، هيچچيز جز نجات خويش از خطر نمىباشد.
پاسخ دوم
گروه ديگر از متكلمين مىگويند صفت اراده در حدّ ذات خود مرجّح است و شخص مختار مىتواند با ارادۀ خويش چيزى را كه مىخواهد انتخاب و اختيار نمايد، بدون اينكه نيازمند مرجّح خارجى بوده باشد. به عبارت ديگر، بايد گفت اين گروه بر اين عقيدهاند كه خاصيت ترجيح دادن يا انتخابكردن از لوازم ذاتى صفت اراده به شمار مىآيد. معنى اين سخن آن است كه صفت اراده هنگامى مىتواند ارادۀ انسان به شمار آيد كه چيزى را ترجيح دهد و انتخاب نمايد. به اين ترتيب بايد گفت خاصيت ترجيح دادن يا انتخاب نمودن، چون از لوازم ذاتى صفت اراده به شمار مىآيد، به هيچوجه نيازمند علت خارجى نمىباشد؛ زيرا اين مسئله در جاى خود بديهى به شمار مىآيد كه گفتهاند: «الذّاتى لا يعلّل» .
به سخن ديگر، در اين باب بايد گفت اين گروه معتقدند همانگونه كه خاصيت كشف و ادراك يا بيروننمايى را از صفت علم نمىتوان جدا ساخت، خاصيت ترجيح دادن يا انتخابكردن را نيز از صفت اراده نمىتوان جدا ساخت. صفت علم هنگامى مىتواند علم به شمار آيد كه از امتياز نشان دادن جهان خارج و كشف واقعيت برخوردار بوده باشد. صفت اراده نيز هنگامى مىتواند ارادۀ انسان به شمار آيد كه از امتياز ترجيح دادن يا انتخابكردن بهطور آشكار برخوردار باشد. نتيجۀ اين طرز تفكر و اين نوع انديشه آن است كه شخص مختار، بدون اينكه مرجّحات خارجى را در نظر بگيرد، راه و رسم خويش را انتخاب كرده و فعل خود را ترجيح مىدهد. عبارت امام فخر رازى در اين باب چنين است:
و (منهم من قال) كون الارادة صفة مرجّحة صفة نفسية لها و الصّفة النفسيّة لا تعلّل كما لا يعلّل كون العلم علما و القدرة قدرة ١.
پاسخ سوم
گروهى ديگر از متكلمين در مقام پاسخ به پرسش يادشده مىگويند خداوند متعال به
[١] المباحث المشرقية. ج ١، ص ٤٧٩.