قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٣٥ - حصول المعلول عند حصول العّة واجب
فعل وى قرار مىگيرد، خود حادث است يا قديم؟ قديم بودن آن علاوه بر لزوم اشكال تعدد قديم، هيچ مشكلى را حل نمىكند؛ زيرا مشكل ربط حادث به قديم همچنان به قوت خود باقى مىماند. اما اگر گفته شود امرى كه واسطۀ فعل حق تبارك و تعالى قرار مىگيرد، خود حادث است، اين پرسش دربارۀ چگونگى حدوث آن دوباره تكرار مىگردد كه حدوث آن چگونه با علت قديم در ازل ارتباط پيدا مىكند؟ پاسخ آن هرچه باشد، پرسش ديگرى برمىآيد و اين زنجيرۀ پرسش و پاسخها تا بىنهايت نمىتواند ادامه يابد. ناچار اين سلسله به واجب الوجود بالذّات پايان مىپذيرد و در آنجا سخن گذشته از نو بازمىگردد كه فعل خداوند هميشه و بهطور ضرورت و وجوب انجام مىپذيرد.
برخى از متكلمان در مقام دفاع از معنى حدوث نيست به جهان آفرينش برآمده و مىگويند: خداوند، فاعل مختار است و ممكن است با اختيار قديم و ازلى خويش يك شىء معين را در وقت معين ايجاد نمايد. به اين ترتيب مىتوان گفت اگرچه نفس اختيار قديم و ازلى است، ولى چيزى كه مورد اختيار و انتخاب واقع مىشود لازم نيست ازلى يا قديم بوده باشد؛ زيرا مصلحت واقعى يا غرض فاعل ايجاب مىنمايد كه فعل وى در وقتى معين انجام پذيرد.
اين سخن متكلمين در ظاهر نيكو و پسنديده است، ولى هنوز به يك پرسش در اين باب پاسخ داده نشده است. آن پرسش عبارت است از اينكه گفته مىشود آيا خداوند متعال كه با اختيار قديم و ازلى خويش انجام يك فعل معين را در يك وقت معين اراده و اختيار مىنمايد، مىتواند انجام همان فعل را در وقت ديگر نيز اراده و اختيار نمايد يا نه؟
در مقام پاسخ به اين پرسش اگر كسى بگويد خداوند متعال نمىتواند يك فعل معين را كه در يك وقت معين انجام مىدهد در وقت ديگر انجام دهد، لازمۀ اين سخن آن است كه خداوند متعال در فعل خويش موجب و مجبور بوده باشد؛ و اين سخن دربارۀ حق تبارك و تعالى به هيچوجه با موازين عقل و خرد سازگار نمىباشد، تعالى عن ذلك علوّا كبيرا. ولى اگر كسى بگويد خداوند متعال هرگونه فعلى را كه در يك وقت معين انجام مىدهد، مىتواند آن را در وقت ديگر نيز انجام دهد؛ در اين صورت با اين اشكال روبهرو مىگردد كه انجام فعل در يك وقت معين و ترجيح آن وقت بر ساير اوقات نيازمند يك مرجّح خارجى است؛ زيرا، همانگونه كه گذشت، ترجيح بدون مرجّح از نظر عقل