قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٩٧ - ابن سينا و اقسام پنجگان١٧٢٨ حد
مىدارد. در اينجا مىبينيم آنچه در تعريف آمده، در برهان نيز ذكر شده است.
برخى از حكماى اسلامى در مقام تعريف حكمت گفتهاند: «حكمت عبارت است از استكمال نفس ناطقۀ انسانى در ناحيۀ علم و عمل، جهت متخلّق شدن به اخلاق الهى» .
اكنون اگر كسى سؤال كند آيا دليل وجود حكمت چه مىتواند باشد؟ پاسخ، اين است كه دليل حكمت چيزى نيست جز استكمال نفس ناطقۀ انسانى در ناحيۀ علم و عمل، جهت متخلق شدن به اخلاق الهى.
علماى علم نحو نيز در مقام تعريف فن خويش گفتهاند: «علم نحو عبارت است از مجموعهاى از قوانين كه رعايت آنها زبان انسان را از خطا در گفتار باز مىدارد» . در پاسخ اين پرسش كه آيا دليل علم نحو چه مىتواند باشد چيزى جز اين نمىتوان گفت كه دليل علم نحو اين است كه رعايت قوانين آن، زبان انسان را از خطا در گفتار بازمىدارد. در باب اشتراك حد و برهان در مورد قوۀ غاذيه و ناميه و ساير نيروها مثالهايى در آثار حكماى اسلامى ذكر شده است كه از آوردن آنها در اينجا صرفنظر مىشود.
اگر كسى مثالهاى يادشده را مورد بررسى قرار دهد، به آسانى اعتراف خواهد كرد كه حد يك شىء با برهان آن مشترك است. دليل اين امر آن است كه آنچه اجزاء حد يك شىء را تشكيل مىدهد، حد وسط برهان آن را نيز تشكيل مىدهد و به اين ترتيب اجزاء حد يك شىء، حد وسط برهان آن نيز خواهد بود.
ابن سينا و اقسام پنجگانۀ حدّ
ابن سينا پس از اثبات اشتراك حدّ و برهان به تقسيم حدّ پرداخته و آن را به پنج قسم ذيل، به نحو تشكيك، تقسيم كرده است.
١. حدّ اسمى، كه آن را شرح الإسم نيز مىخوانند.
٢. حدّ كامل، كه تمام برهان را تشكيل مىدهد.
٣. حدى كه مبدأ برهان است.
٤. حدى كه نتيجۀ برهان است.
٥. حدّ امورى كه هيچگونه علت و سبب ندارند يا اينكه علت و سبب آنها ذاتى نيست.
دربارۀ قسم اول، يعنى شرح الإسم، بهطور اجمال بحث و گفتوگو به عمل آمد و اين مسئله مورد بررسى قرار گرفت كه هرگونه تعريف براى يك شىء پيش از اثبات وجود آن چيزى جز يك تعريف اسمى نيست. قسم پنجم نيز به هيچوجه نمىتواند يك تعريف