قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٠٢ - نسبت يا وجود رابط
اشتباه است؛ زيرا جهان خارج چيزى نيست جز مجموعۀ موجودات خارجى. بنابراين هر موجود خارجى مرتبهاى از مراتب جهان خارج است. در باب ذهن و موجودات ذهنى و همچنين نفس الامر و نفس الامرى نيز چيزى جز اين نمىتوان گفت.
نسبت يا وجود رابط
براساس آنچه تاكنون در اينجا گذشت، معلوم مىشود ملاك صدق و كذب در قضاياى حقيقيه و خارجيه، همانا مطابقت يا عدم مطابقت نسبت اين قضايا با خارج است. اكنون جاى اين پرسش باقى مىماند كه آيا مطابقت نسبت قضيه با خارج چه معنايى را در بر دارد؟ آيا نسبت در قضيه يك امر اعتبارى است يا اينكه داراى وجود عينى در خارج است؟
آنچه بهطور قطع و يقين در اين باب مىتوان اظهار كرد، اين است كه نسبت در قضيه يك موجود عينى در خارج نيست؛ زيرا اگر نسبت در خارج موجود باشد، اين پرسش مطرح مىشود كه آيا بين اين نسبت موجود در خارج و موضوع و محمول قضيه، نسبت ديگرى موجود است يا نه؟ اگر پاسخ اين پرسش منفى باشد، لازم مىآيد هيچگونه رابطهاى بين موضوع و محمول قضيه نباشد و در نتيجه يك خط بطلان بر روى مسئله ربط در جهان موجودات كشيده خواهد شد؛ و در اين هنگام است كه جهان هستى معنى خود را از دست خواهد داد. ولى اگر پاسخ به پرسش مزبور مثبت باشد، يعنى بين موضوع و محمول و نسبت موجود در خارج نسبت ديگرى وجود داشته باشد، باز هم پرسش نخست تكرار مىشود و اين پرسش و پاسخ تا بىنهايت ادامه مىيابد.
به اين ترتيب، مىتوان گفت نسبت در قضيه هرگز نمىتواند داراى وجود عينى خارجى باشد. شايد اين مسئله كه نسبت در قضيه وجود خارجى ندارد، از جمله مسائل بديهى به شمار آيد، به همين جهت است كه در آثار حكما براى آن اقامۀ برهان نشده است. گويا حكما اين مطلب را به وضوح خود باقى گذاشتهاند. در هرحال اگر در بداهت اين مسئله ابهامى وجود داشته باشد، برهانى كه اقامه شد، براى اثبات آن كافى خواهد بود؛ زيرا همانگونه كه ذكر شد، اگر نسبت قضايا در خارج موجود باشد، مشكل بن بست دور يا زنجيرۀ تسلسل براى هميشه در اين باب غير قابل حل باقى خواهد ماند.
اكنون كه ثابت شد نسبت وجود خارجى ندارد، اين پرسش مطرح مىگردد كه چگونه حكما ملاك صدق قضايا را مطابقت نسبت آنها با خارج دانستهاند؟ حكما در مقام پاسخ