قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨١٥ - آيا بهطور مطلق مىتوان گفت قوه قبل از فعل است؟
«نظريۀ خليط» از فيلسوف عهد باستان انكساغورس ١نقل مىكند.
نظريۀ خليط مطابق نقل مرحوم فروغى به ترتيب زير است:
ديگر از حكماى آن عصر انكساغورس است؛ و رأى او دربارۀ اجسام و جهان با حكماى سابق الذكر فرق عمده دارد. ازاينرو كه او قائل نيست به اينكه همهچيز از يك عنصر يا ماده ساخته شده و حركات و تبدلات آنها ذاتى باشد و معتقد است به اينكه هرچيزى تخمهاى دارد و تخمۀ همۀ اشيا در همۀ اشياء موجود است؛ جز اينكه در هرجنس تخمۀ مخصوص آن جنس بر تخمههاى ديگر غلبه و بروز دارد و تخمههاى ديگر در حال كمونند. مثلا چون يك قطعه استخوان را به نظر آوريم مادۀ گوشت و پوست و رگ و پى و همه چيزهاى ديگر در آن هست، جز اينكه مادۀ استخوانى در آن غالب است؛ و به اين جهت است كه از يكچيز چيز ديگر توليد مىشود. مثلا نان كه انسان مىخورد و بدن مبدل به خون و بلغم و چربى مىشود، سبب آن است كه تخمۀ همۀ آن چيزها در آن هست. بنابراين، كون و فساد يا ولادت و مرگ، فقط عبارت است از جدايى اجزاء از يكديگر و در آغاز امر همۀ تخمهها و مواد مختلفه درهم آميخته بوده و تمايز نداشتهاند. عقل جهان آنها را از يكديگر جدا كرده، به نظم و ترتيب در آورده، به گردش انداخته، و مصدر اين بروزات شده است، و اين عمل هنوز جارى و برقرار است. هرچند رأى انكساغورس در تركيب اشياء از تخمههاى مختلف و نامتناهى، خالى از غرابت نيست؛ و ليكن بديعتر از آن، قول اوست به اينكه ناظم امور عقل است؛ و ظاهرا اين دانشمند، نخستين كسى است كه چنين نظرى اظهار داشته است ٢.
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت بو على سينا را نيز جهت مزيد توضيح در اينجا ذكر كنيم:
. . . إنّ هذه الفصول الّتى أوردناها توهّم أنّ القوّة على الإطلاق قبل الفعل و متقدّم عليه لا فى الزّمان وحده و هذا شىء قد قال إليه عامّة من القدماء فبعضهم جعل الهيولى وجودا قبل الصّورة و إنّ الفاعل ألبسها الصّورة بعد ذلك. . . و منهم من قال ان هذا الأشياء كانت فى الأزل يتحرّك لطباعها حركات غير منتظمة فأعان البارى تعالى طبيعتها و نظمها. و منهم من قال إنّ القديم هو الظّلمة أو الهاوية أو شىء لا يتناهى لم يزل ساكنا ثم حرّك «أو الخليط الّذى» يقول به
[١] . sarogaxanA .
[٢] سير حكمت در اروپا، ص ١١-١٢.