قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٢٢ - لا بدّ فى كل حركة ان يكون الموضوع فيها ثابتا بوجوده
لا بدّ فى كلّ حركة أن يكون الموضوع فيها ثابتا بوجوده
حقيقت حركت از جملۀ حقايقى است كه از عهد باستان در ميان فلاسفه مورد بحث و گفتوگو قرار گرفته و محل نقض و ابرام واقع شده است. در آثار حكما براى حقيقت حركت تعريفهاى گوناگون ديده مىشود. هرفيلسوفى از يك جهت به وجود حركت نگريسته و براساس طرز تلقى و نوع برداشت خود از آن، عقيدهاى اظهار داشته است.
علت اينهمه اختلاف را مىتوان نوعى پيچيدگى و بغرنج بودن در اصل حركت به شمار آورد. كثرت عقايد و گونهگون بودن آراء در باب حركت به اندازهاى است كه برخى آن را نحوۀ وجود و طرز هستى دانسته و برخى ديگر وجود آن را در خارج انكار كردهاند.
از جملۀ كسانى كه حقيقت حركت را در خارج انكار كرده و هستى آن را خلاف عقل دانسته، فيلسوف معروف عهد باستان زنون اليايى است. اين فيلسوف براى بطلان حركت چندين برهان اقامه كرده كه همۀ آنها در تاريخ فلسفه معروف و در آثار فلاسفه ثبت شده است. داستان آخيلس و سنگپشت از داستانهايى است كه بىدرنگ موجب تداعى نام زنون اليايى مىگردد. در هرحال آنچه را زنون به عنوان يك شبهه در باب حركت مطرح ساخته، هنوز هم قابل تأمل است.
نقطۀ مقابل نظريۀ زنون در مورد وجود حركت، اين نظريه است كه سراسر جهان كائنات چيزى جز مظاهر گونهگون حركت نمىباشد. اين نظريه نيز بسيار قديم است و برخى فلاسفه بر اين عقيده بودهاند كه عالم طبيعت رودخانهاى است كه پيوسته در جريان است. اين جملۀ هراكليتوس، فيلسوف يونانى، معروف است كه گفته است:
«دوباره نمىتوان وارد يك رودخانه شد» .
جريان جاودانه و حركت هميشگى موجودات اين جهان در نظريۀ حركت جوهرى صدر المتألّهين به تفصيل مورد بررسى قرار گرفته است. براساس اين نظريه، جوهر اين