قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٣٤ - ظواهر محسوس يا واقعيّات اشياء؟
انسان به وسيلۀ انتزاع مىتواند مفاهيم كلى را در ذهن خود به وجود آورد. حال اگر بتوان به وسيلۀ نقد و تحليل به مصادر آنها نائل شده و آنچه را كه صرفا جز الفاظ ساختگى نيست به كنار نهاد، منشأ نخستين آن روشن خواهد شد. . . ١
ظواهر محسوس يا واقعيات اشياء؟
آنچه موجب شده كه اسقف باركلى وجود معانى و مفاهيم كلى را مورد انكار قرار دهد و آنها را موجب اختلال و تيره شدن ذهن انسان بداند، اين است كه وى هرگونه امتياز و تفاوت بين ظواهر محسوس و واقعيات اشياء را بىاساس مىداند. از نظر باركلى واقعيت همان است كه محسوس است و بهطور كلى وجود جز مدرك بودن چيز ديگرى نيست.
به روشنى معلوم است كه اين عقيدۀ باركلى مانند ساير عقايد وى بر اين اصل استوار است كه ماده وجود خارجى ندارد؛ و آنچه انسان دربارۀ ماده مىگويد، چيزى جز مدرك بودن نمىباشد. در اين صورت به آسانى مىتوان پذيرفت كه وجود معانى و مفاهيم كلى به عنوان يك سلسله واقعيات در مقابل ظواهر محسوس اشياء سخنى بىاساس است؛ زيرا تفاوت بين ظواهر محسوس و واقعيات اشياء هنگامى مىتواند معنى داشته باشد كه خارجيت اشياء ماوراى ادراك پذيرفته شده باشد. به اين ترتيب بايد گفت اگر كسى بتواند وجود ماده و خارجيت اشياء را مورد انكار قرار دهد، در مسئلۀ نفى وجود معانى و مفاهيم كلى نيز مىتواند با اسقف باركلى همصدا و همآهنگ گردد. ولى اگر مانند همۀ انسانهايى كه از فطرت سليم برخوردارند، وجود ماده و خارجيت اشياء را در جهان بپذيرد، در اين صورت دليلى براى انكار معانى و مفاهيم كلى نخواهد داشت.
تذكر يك نكته در اينجا لازم به نظر مىرسد و آن اينكه حسيون، يا بهتر است بگوييم فلاسفهاى كه قائل به اصالت حس مىباشند، معانى كلى را در ذهن انسان مورد انكار قرار ندادهاند؛ بلكه آنچه آنان مىگويند و روى آن سخت اصرار مىورزند، يك جمله است كه شايد اين جمله از يك ضرب المثل لاتينى گرفته شده باشد كه:
در عقل چيزى نيست كه قبل از آن در حس وجود نداشته باشد
معنى اين جمله، كه آن را بايد شعار حسيون به حساب آورد، اين است كه مبدأ و منشأ هرگونه ادراك در انسان فقط و فقط حس است. ذهن انسان در آغاز به منزلۀ يك لوح
[١] ر. ك. به جرج باركلى، رساله در اصول علم انسانى. ترجمۀ دكتر يحيى مهدوى، مقدمۀ مترجم (درباره حيات و آثار باركلى) ، ص ز-ح.