قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٤٦ - المعلول يجب ان يكون مناسبا للعلة
المعلول يجب أن يكون مناسبا للعلّة
معلول چيزى است كه ناچار بايد با علت خود مناسبت داشته باشد. اين قاعده را حكما تحت عنوان لزوم سنخيت ميان علت و معلول همواره مورد توجه خويش قرار دادهاند. بر خلاف قاطبۀ حكما، برخى از متكلمين اين قاعده را مورد انكار قرار داده و لزوم سنخيت ميان علت و معلول را رد كردهاند. چون هرگونه مشابهت و مناسبت در اين باب را منافى مقام تنزيه حق تبارك و تعالى به شمار آوردهاند. اين جماعت از يك طرف وجود خداوند را علت نخستين براى همۀ موجودات دانسته، و از طرف ديگر هرگونه شباهت و مناسبت ميان خدا و خلق را مورد انكار قرار دادهاند، چون انكار هرگونه شباهت و مناسبت ميان خدا و خلق را منافى با مقام تنزيه و تجرد حق دانستهاند.
جاى هيچگونه ترديد نيست كه واجب الوجود در مقام متعالى خويش از هرگونه همانند بودن با ساير موجودات منزه و مجرد است. ولى در اين مسئله نيز هيچگونه ترديد نيست كه محصوركردن و مقيد ساختن حق در قيد تنزيه و تجرد، يك نوع نقص و محدوديت به شمار مىآيد؛ زيرا وقتى وجود حق تبارك و تعالى تنها در قالب تنزيه و تجرد مورد توجه واقع شود، مستلزم اين است كه مبدأ آفرينش از جهان جدا و منعزل گشته و در كنج تجرد خويش منزوى شده باشد. محدود ساختن و مقيدكردن حق در قالب تنزيه و تجرد، با احاطۀ قيومى و سيطرۀ ربوبى او منافات پيدا مىكند.
به اين ترتيب، مىتوان گفت همانگونه كه همانند دانستن حق تبارك و تعالى با ساير موجودات منافى مقام تنزيه و تجرد او است، نفى هرگونه سنخيت و مناسبت ميان حق و ساير موجودات نيز مستلزم محدوديت و مقيد ساختن او مىباشد. اگر تشبيه مطلق در مورد حق و خلق با اشكال روبهرو مىگردد، تنزيه مطلق نيز خالى از اشكال نمىباشد.
آنچه شايسته است در اين مقام گفته شود، اين است كه حق تبارك و تعالى در حدّ تشبيه و