قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٢٥ - موضوع در حركت جوهرى چگونه باقى مىماند؟
است. آنچه بين مراتب مختلف و مراحل گونهگون يك شىء قدر جامع واقع مىشود، چيزى جز سنخ وجود صورت نمىباشد. صورت يك شىء جوهرى همواره داراى عرض عريض وجودى و شخصيت گسترده است. وجود صورت جوهرى در همۀ مراحل حركت محفوظ باقى مىماند، زيرا آنچه بهطور اتصال تغيير مىپذيرد، چيزى جز افراد گونهگون جوهر نمىباشند. معنى اين سخن آن است كه يك موجود جسمانى همواره از يك مرحله از جوهريت خويش به سوى مرحلۀ جوهرى ديگر در حركت است. به عبارت ديگر، بايد گفت يك موجود جسمانى داراى حدود بىشمار جوهرى است كه پيوسته از يك حدّ به سوى حدّ ديگر در حركت است. همۀ اين حدود كه در مسير حركت واقع مىشوند، مراحل گونهگون جوهر را تشكيل مىدهند.
به اين ترتيب مىتوان گفت آنچه مىتواند بقاى موضوع در مراحل مختلف حركت جوهرى حفظ نمايد، همانا حفظ وحدت شخص موجود مىباشد. حفظ وحدت شخص موجود نيز يا از طريق وحدت عقلى فاعل مدبّر حاصل مىگردد و يا از طريق وحدت ابهامى قابل صرف.
وحدت عقلى فاعل مدبّر، عبارت است از احاطۀ عقل فعّال به همۀ تحولات و دگرگونىها كه براى يك موجود در حركت جوهرى حاصل مىگردد. وحدت ابهامى قابل، عبارت است از وحدت هيولاى اولى، آنچه مىتواند هيولاى اولى را تشخّص بخشد، فقط صورتى از صورتهاى بىشمار جوهرى است. و آنچه در مراحل گونهگون و مراتب بىشمار دگرگون مىشود، خصوصيت هريك از صورتها است. به اين ترتيب بايد گفت همۀ مراحل بىپايان جوهر به يك وجود متصل واحد موجوداند. اين وجود متصل واحد است كه بهطور بالقوّه داراى انواع گونهگون و مراحل بىشمار مىباشد.
معانى ذاتيه و فصول منطقيه در انواع مختلف، مراحل متعدد و جلوههاى رنگارنگ اين وجود متصل واحد را تشكيل مىدهند. بهطور مثال گفته مىشود يك انسان از آغاز تولد تا هنگام وفات مراحل گونهگون و اطوار مختلف را سپرى مىكند. اين مراحل به ترتيب عبارتند از كودكى، جوانى، پيرى و. . . شخصيت يك انسان در همۀ اين مراحل محفوظ باقى مىماند، به گونهاى كه اگر شخص در آغاز جوانى خويش اعمالى را اعم از نيك يا بد مرتكب گردد، تا پايان عمر خويش مسئول آنها خواهد بود. زيرا شخصيت فرد در پايان عمر چيزى جز نتيجه و دنبالۀ شخصيت وى در آغاز كار نمىباشد. به اين ترتيب، معلوم