قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٥٨ - يك اشكال و يك پاسخ
مىشود. اين مسئله در نظر حكما و ارباب فن منطق روشن است كه گفتهاند تفاوت بين جنس و فصل و ماده و صورت تنها به اعتبار لا بشرط و بشرط لا بودن تحقق مىپذيرد.
جاى هيچگونه ترديد نيست كه مقصود حكما و ارباب فن منطق از اين سخن هرگز اين مسئله نيست كه تفاوت بين ماده و صورت در خارج، و جنس و فصل در ذهن، فقط به اعتبار لا بشرط و بشرط لا بودن است؛ زيرا تفاوت بين جهان خارج و جهان ذهن يك تفاوت واقعى بين دو عالم است. در واقع بايد گفت تفاوت بين ذهن و خارج تفاوت بين دو نحوۀ هستى است. بنابراين، بايد گفت مقصود حكما و ارباب منطق از اين سخن اين است كه معنى معقول در جهان ادراك، از جهت اينكه يك وجود عقلانى به شمار مىآيد و بشرط لا اعتبار مىگردد، ناچار مادۀ عقلى خواهد بود؛ ولى از جهت اينكه معنايى است لا بشرط و دائر بين انواع مختلف، ناچار جنس منطقى به شمار مىآيد. در همينجا اگر كسى معنى معقول را بشرط شىء اعتبار نمايد و آن را به انضمام يك فصل مورد بررسى قرار دهد، ناچار بايد آن را يك نوع متحصّل به شمار آورد.
به اين ترتيب بايد گفت معنى معقول اگر بشرط لا اعتبار گردد مادى عقلى خواهد بود؛ و اگر لا بشرط اعتبار شود، جنس منطقى خواهد بود؛ در حالى كه اگر بشرط شىء و به انضمام فصل اعتبار شود، نوع متحصّل به شمار خواهد آمد. حاج ملاّ هادى سبزوارى در اين مورد مىگويد:
فالحيوان الذى تعقّله ليس وجوده العقلى وجود الجنس بل هو مادّة عقليّة مأخوذة بشرط لا و وجود الحيوان الجنسى لا بشرط و هو الوجود المغمور فى وجود الإنسان العقلى الخارجى و العقلى الذّهنى و المادّى. . . ١.
يك اشكال و يك پاسخ
با توجه به آنچه در باب معنى جنس گذشت، ممكن است يك پرسش در اينجا پيش آيد و آن اينكه گفته مىشود آيا بين يك جنس و يك نوع چه تفاوتى وجود دارد؟ چرا جنس را يك ماهيت مبهم به شمار مىآورند؛ در حالى كه نوع در زمرۀ ماهيات متحصّل واقع مىشود؟
معنى اين پرسش هنگامى روشنتر مىگردد كه معلوم شود هريك از دو ماهيت جنس و نوع بدون تحصّل و هستى افراد در خارج، هرگز موجود نخواهند شد. يعنى
[١] شرح منظومه. بخش منطق، ص ٢٤.