قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٦٠ - يك اشكال و يك پاسخ
اين مسئله در باب اتحاد ذات و صفات بارى و همچنين در باب تشكيك وجودى به تفصيل مورد بحث و گفتوگو واقع شده است. بينونت و جدايى عزلى نيز از خصلتهاى ذاتى باب مفاهيم است و در غير جهان مفاهيم به هيچوجه نمىتوان از آن نشانهاى پيدا كرد. زيرا جهان مفاهيم جهان تفرقه و كثرت است. زبان حال مفاهيم از آن جهت كه در جهان مفاهيم واقع شدهاند، چيزى جز اين نيست كه «أين أحدهما من الآخر» .
نتيجهاى كه از اين سخن به دست مىآيد، اين است كه گفته مىشود منشأ وحدت و يگانگى چيزى جز هستى نيست؛ منشأ كثرت و پراكندگى نيز چيزى جز مفاهيم و ماهيات نمىباشد. اگر در هستى، كثرت و پراكندگى مشاهده شود، بايد منشأ آن را در مفاهيم و ماهيات جستوجو كرد؛ و اگر در مفاهيم و ماهيات وحدت و يگانگى پيدا شود، بايد مبدأ آن را در اصل هستى يافت. لازم به يادآورى است كه نوعى از كثرت وجود دارد كه آن را كثرت تشكيكى ناميدهاند. برخى از بزرگان اهل تحقيق اين نوع كثرت را خصلت وجود دانسته و منشأ ديگرى جز اصل هستى براى آن قائل نشدهاند. علت اين امر آن است كه كثرت تشكيكى، كه آن را كثرت طولى يا نورانى نيز مىگويند، چيزى جز تأكيد در وحدت نيست؛ زيرا اين كثرت از حاق وحدت و متن يگانگى پيدا شده و به كنه وحدت نيز باز مىگردد. معنى اين سخن، آن است كه هراندازه اين كثرت بيشتر باشد، حقيقت وحدت را بهتر جلوهگر مىسازد؛ چون در آنجا، ما به الاشتراك چيزى جدا از ما به الاختلاف نمىباشد. آنچه موجب يگانگى است، همان چيز موجب پراكندگى است.
شاعر روشنضمير نيكو سروده آنجا كه گفته است:
زلف آشفتۀ او موجب جمعيت ماست چون چنين است پس آشفتهترش بايد كرد
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت يكى از حكماى اسلامى كه پيرو صدر المتألّهين است، جهت مزيد توضيح در اينجا ذكر گردد. عين آن عبارت به اين ترتيب است:
أصل: الجنس فى المركّبات الخارجيّة مأخوذة من المادّة، و الفصل من الصورة؛ و كما أنّ المادّة بما هى مادّة أمر مبهم غير متحصّل إلاّ بإعتبار كونه قوّة شىء ما و إستعداده و إنّما توجد و تتحصّل و تصير شيئا بالفعل بالصّورة، فهى مستهلكة فيها إذ نسبتها إليها نسبة النّقص إلى التّمام، و الضّعف إلى القوّة. . . فكذلك الجنس بما هو جنس بالنّسبة إلى الفصل، من غير فرق. فالأجناس فى المركّبات به منزلة الشّروط و المعدّات بإعتبار؛ و هى الآلات و الفروع لذات واحدة بإعتبار آخر؛