قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٦١ - مرتب١٧٢٨ هرموجود مقوم آن موجود است
مرتبۀ هرموجود مقوّم آن موجود است
اكنون كه اصل تشكيك در باب وجود تا حدودى، ولو هرچند مختصر معلوم شد، بايد به مسئلۀ ديگرى در اين باب توجه شود كه با اصل مورد بحث ما يعنى اصل «هيچ موجودى معدوم و هيچ معدومى موجود نمىشود» ، ارتباط كامل و اساسى دارد. مقصود ما نيز از طرح اصل اساسى تشكيك در اينجا چيزى جز بررسى اين مسئله نيست. آن مسئله عبارت از اين است كه هرمرتبه از مراتب موجودات در سلسلۀ طوليۀ وجود، مقوّم مرتبۀ خويش است؛ يعنى مثلا در سلسلۀ طولانى علتها و معلولها، مرتبۀ علت مقوّم علت است و مرتبۀ معلول مقوّم معلول؛ بهطور مثال مرتبۀ وجودى معلول چيزى بيرون از هويت آن نيست كه بر وجود معلول عارض شده باشد؛ بلكه مرتبۀ وجودى معلول عين هويت معلول است. به طورى كه هرگونه تصور انفكاك بين وجود معلول و مرتبۀ آن مساوى با نيستى آن معلول خواهد بود. به عبارت ديگر مىتوان گفت در سلسلۀ طوليۀ هستى، مرتبۀ هرموجود چيزى جز هويت واقعى آن نيست.
اگر بخواهيم براى روشن شدن اين مطلب، كه مرتبۀ هرموجود در سلسلۀ طوليۀ هستى مقوّم آن موجود است، مثالى آورده باشيم بايد از جهان ماهيات استفاده كنيم؛ زيرا براى جهان هستى از خود هستى نمىتوان مثال آورد؛ چون هستى، يك حقيقت واحد بيش نيست. لذا از جهان ماهيات كمك گرفته و دو مثال مىآوريم:
١. در باب فصل مميّز جوهرى گفتهاند فصل نسبت به نوع همواره مقوّم است، كما اينكه نسبت به جنس مقسّم خواهد بود. بهطور مثال، معنى ناطق نسبت به نوع انسان مقوّم است. معنى اين سخن اين است كه نوع انسان بدون معنى ناطق مساوى با عدم آن خواهد بود. به اين ترتيب انسان بودن انسان چيزى جز معنى ناطق بودن نيست؛ و هرگونه انفكاك بين انسان و معنى ناطق، مساوى با عدم انسان است.
٢. اعداد در سلسلۀ طولانى خود، كه مىتواند تا بىنهايت ادامه يابد، مراتبى را تشكيل مىدهند. هرمرتبه از مراتب عدد از ساير مراتب جدا و داراى خصلت ويژۀ خويش است. اكنون اين مسئله به روشنى معلوم است كه مرتبۀ هرعدد بيرون از هويت آن نيست؛ يعنى چنين نيست كه مرتبۀ هرعدد امرى عارض بر عدد باشد؛ بلكه مرتبۀ هر عدد چيزى جز خود همان عدد نيست. مثلا گفته مىشود مرتبۀ عدد ٢ يا عدد ٣ بيرون از هويت عدد ٢ يا ٣ نيست؛ بلكه مرتبۀ عدد ٢ همان عدد ٢ و مرتبۀ عدد ٣ همان عدد ٣