قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٥٥ - آيا گاهى از تن نيز آگاهى حضورى به شمار مىآيد؟
گفتهاند: «النّفس فى وحدته كلّ القوى» . نفس ناطقه در عين اينكه يك چيز است، همۀ نيروها و شئون خود را نيز شامل مىگردد.
لازم به يادآورى است كه آنچه در اين رساله مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد، يك سلسله قواعد فلسفى است كه در ميان حكماى اسلامى مورد گفتوگو واقع شده و زيربناى برخى از مسائل قرار گرفته است. عقايد فلاسفۀ غرب در اينجا مورد بررسى واقع نمىشود مگر بهندرت. در مورد مسئلۀ تن و خودآگاهى، يكى از فلاسفۀ مغرب زمين عقيدهاى اظهار داشته كه نقل آن در اينجا بىمناسبت نيست.
فيلسوف اروپايى گابريل مارسل، كه از بزرگان مكتب اگزيستانسياليسم به شمار مىآيد، آگاهى انسان را نسبت به تن خويش يك تجربۀ بىواسطه و از علم حضورى به شمار آورده است. عين سخن وى در اين باب به ترجمه و نقل از كتاب فلسفۀ عمومى پل فوليكه چنين آمده است:
من چون نسبت به تن خود علم دارم، يعنى آن را هم به عنوان شىء خارجى و غير خود (يعنى تن) ، و هم به عنوان شىء غير خارجى (يعنى تن خود) ادراك مىكنم، بالنّسبه به آن است كه هروجودى براى من تعريف و شناخته مىشود.
تصديق به وجود خارجى يك موجود يا يك چيز بالجمله تصديق به اين است كه اين موجود يا اين چيز همسنخ تن من است و متعلق به همان عالم. اشيا، براى من بدان اندازه كه من آنها را به عنوان ادامۀ تن خود تلقى مىكنم، وجود دارد. . . ١.
[١] ص ٣٢١.