قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧١٠ - انواع سهگانه در حادث زمانى
نوع حادث به شمار مىآيند. زيرا طبايع جسمانى اگر بنابراين بود كه در جوهر وجود متحرك باشند، نسبت به آغاز و انجام خود همانند حركت قطعيه خواهند بود.
در باب حركت قطعيه اين معنى صادق است كه گفته شود هرجزء از اجزاى حركت با هرجزء از اجزاء كه در زمان فرض شود، منطبق مىباشد.
در باب طبايع جسمانى نيز اين معنى صادق است كه گفته شود هرجزء از اجزاء حركت جوهرى يك جسم با هرجزء از اجزاء زمان وجود آن منطبق است. تفاوت اين نوع حادث با ساير انواع آن در اين است كه مىتوان گفت در اين نوع حادث، بقاء و حدوث يك چيز بيشتر نمىباشند. معنى اين سخن آن است كه حدوث يك شىء عين بقاى آن است؛ همانگونه كه بقاى يك شىء چيزى جز حدوث آن نيست. اگر كسى معنى حركت قطعيه را مورد بررسى قرار دهد، به آسانى اعتراف خواهد كرد كه بقاء و دوام حركت قطعيه چيزى جز جريان و سيلان آن نمىباشد، همانگونه كه سيلان و جريان آن، چيزى جز بقاى آن نمىباشد. اگر حقيقت حركت بخواهد باقى بماند، ناچار بايد جريان و سيلان داشته باشد و هنگامى كه حركت، جريان و سيلان داشته باشد، باقى خواهد بود.
نوع سوم از انواع حادث زمانى عبارت است از اينكه يك شىء در مجموعۀ يك زمان معين حادث گردد؛ ولى حدوث آن بهگونهاى باشد كه در هرجزء از اجزاى كه براى زمان فرض مىشود، همۀ آن شىء وجود داشته باشد. به عبارت ديگر در اين باب مىتوان گفت حدوث يك شىء در مجموعۀ يك زمان بهگونهاى نيست كه هرجزء از اجزاى آن با هرجزء از اجزاى زمان منطبق گردد. اين نوع حادث، در مورد حركت توسطيه صادق است. «آن سيّال» نيز كه وجود زمان را در خارج ترسيم مىنمايد، از مصاديق اين نوع حادث به شمار مىآيد؛ زيرا آن سيال در عين وحدت و يگانگى با سيلان ذاتى خود، مجموعۀ يك زمان را تشكيل مىدهد. به اين ترتيب مىتوان گفت در هرجزء از اجزاى كه براى يك زمان فرض مىشود، همۀ حقيقت آن سيّال وجود دارد. در اينجا به هيچوجه مسئلۀ انطباق اجزاى آن سيّال با اجزاى مجموعۀ زمان مطرح نيست؛ به همين جهت بايد گفت آن سيّال نسبت به اجزاى زمان همانند حركت توسطيه است نسبت به اكوان دفعيه. با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد، تفاوت بين حركت قطعيه و حركت توسطيه نيز به خوبى آشكار مىگردد. بررسى اين مسئله كه آيا كداميك از اين دو نوع حركت در جهان خارج موجود است، در مباحث بعد مطرح خواهد شد.