روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٩ - ترجمه
دارد چهار ماه و ده روز.
سعيد بن المسيّب گفت:حكمت در تخصيص اين مدّت آن است كه به اين مدّت حيات بيافريند خداى تعالى در فرزند،و براى آن گفت [١]: وَ عَشْراً بى«تا»كه ليالى خواست،و عرب حساب بر شب كنند براى آنكه بر هلال حساب كنند و آن در شب باشد،از اين جا گويند:صمت عشرا،و اگرچه روزه به روز باشد،و آنجا كه خبر از شب و روز بود چنان كه در آيت هست تغليب شب را[٣١٠-پ]دهند چنان كه شاعر گفت:
فطافت [٢]ثلاثا بين يوم و ليلة
و كان النّكير ان تضيف و تجأرا
و عبد اللّٰه عبّاس خواند:أربعة اشهر و عشر ليال.مبرّد گفت:براى آن تأنيث كرد كه مدّت خواست. فَإِذٰا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ ،«اجل»آخر مدّت باشد من قولهم:اجل الدّين،چون عدّت تمام به سر برند. فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكُمْ ،بزه نيست بر شما،خطاب با اولياى زن است. فِيمٰا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ ،در آنچه ايشان به خود كنند از نكاح يا زينت يا رغبت در نكاح ما دام تا به معروف باشد،يعنى به قاعده شرع. وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ،و خداى به آنچه شما مىكنى داناست.
وَ لاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكُمْ ،بزه نيست بر شما،خطاب با [٣]مردان است. فِيمٰا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسٰاءِ ،در آن تعريض كه كنى از خواستن زنانى كه در عدّت باشند،و اصل«تعريض»تلويح و آرايش سخن و مقدّمات حاجت باشد،و آن ضدّ تصريح باشد.و اصل كلمت،من عرض الشّىء و هو جانبه باشد،يقال:ضرب به عرض الحائط.
امّا كلمات تعريض چنان كه در تفسير آمده است،آن باشد كه او را گويد [٤]:تو را خداى جمالى داده است،تو زنى صالحى و زنى عاقلى،تو را بنگزيرد از كسى كه در پيش كار [٥]باشد،تو را خداى ضايع نكند،و انشاءاللّٰه كه خداى به تو خير [٦]
[١] .مج،وز+كه.
[٢] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٥٣/٢):أقامت،مجمع البيان(٣٣٧/٢):فطاف.
[٣] .مب:بر.
[٤] .وز:گويند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+تو.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:خيرى.