روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠ - ترجمه
ابو حنيفه و مالك و شافعى هم اين گفتند،و اوزاعى گفت:ابو حنيفه و مالك و شافعى هم اين گفتند،و اوزاعى گفت:اگر بىقصد او باشد قضاست بر او،و اگر بقصد كند قضا و كفّارت.و هركه او چيزى ناخوردنى چون سنگى ريگى و مانند اين فروبرد بقصد بر او قضا و كفّارت باشد به نزديك ما و مالك و اوزاعى،و اهل عراق گفتند:بر او قضا بود بىكفّارت [١].ابن حىّ گفت:بر او نه قضا بود [٢]نه كفّارت.
و امّا ديوانه و مغمى عليه چون جمله ماه چنين باشند پس از آن بهتر شوند،برايشان نه قضا بود [٣]نه كفّارت،براى آنكه ايشان به فقد عقل از [٤]تكليف خارجند،و اوزاعى همچنين گفت [٥]،و اهل عراق در مجنون گفتند:بر او قضا نيست اگر همۀ ماه ديوانه باشد،و اگر در ميانه [٦]ماه به شود جمله ماه را قضا بايد كردن.و در مغمى عليه گفتند:
حكم او حكم بيمار است،و شافعى هم اين گفت در مغمى عليه،و گفت:بر ديوانه قضا نيست بههيچوجه.
امّا آبستن و شيردهنده و مرد سخت پير،حكم ايشان بگفتيم كه به نزديك ما چيست،و اهل عراق گفتند:برايشان قضا بود و كفّارت.و صدقه نباشد بر ايشان، [همچنين] [٧]كه در بيمار [٨]گفتند،اعنى در حامل و مرضع.
و مالك در حامل گفت [٩]:بر او قضاست بس،و در مرضع گفت:قضا بازدارد، [به] [١٠]هر روز مدّى طعام بدهد.و شافعى گفت:هر دو را قضا بود و فديه به مدّى طعام [١١]،و اين قول موافق مذهب ماست،و قولى دگر هست شافعى را مثل قول مالك [١٢]، مرد پير كه روزه نتواند داشتن روزه بگشايد و به هر روز نيم صاع طعام بدهد،به نزديك اهل عراق،و اين موافق مذهب ماست،و شافعى گفت:هرروزى را مدّى دهد،و اين نيز موافق مذهب ماست [١٣]،چون از نيم صاع عاجز باشد [١٤].و مالك گفت:افطار
[٢] [١] .دب،آج،لب،فق،مب+و.
[٤] [٣] .همۀ نسخه بدلها+جمله.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:اوزاعى،را موافق است در اين مسئله.
[٦] .دب،مر:ميان:مب:نيمه.
[١٠] [٧] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .آج،لب،فق،مب:بيمارى.
[٩] .لب،فق+كه.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:بمدّ من طعام.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها+و در هر.
[١٣] .وز:ما نيست.
[١٤] .مب:آيد.