روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨ - ترجمه
است تا تو را داعى باشد به كردن و بر تو سهل آيد و دلخوش باشى،و اين معنى لطف باشد براى آنكه لطف مسهّل و مقرّب بود از عهد آدم تا به عهد تو كه محمّدى،مرا با مكلّفان اين خطاب است.
و راوى خبر گويد عبد الملك بن هارون بن عنتره عن ابيه عن جدّه از اميرالمؤمنين -عليه السّلام-كه او گفت:يك روز به گرمگاه در نزديك رسول-عليه السّلام-شدم، چون بنشستم مرا گفت:
يا على هذا جبرئيل يقرئك السلام ،جبريل-عليه السّلام- حاضر است و تو را سلام مىكند [١]،من گفتم:
عليك و عليه السلام يا رسول الله ، سلام خداى بر تو و بر او باد.
آنگه گفت:پيشتر آى [٢]،من نزديك رسول شدم،گفت جبريل مىگويد تو را كه:
از هر ماهى سه روز روزه دار تا خداى تعالى به روز اوّلت هزارساله روزه بنويسد، به روز دوم [٣]سىهزارساله [٤]،و به روز سيم [٥]صدهزارساله.گفتم:يا رسولاللّٰه!بپرس تا خود اين مرا باشد خاصّ يا [٦]جملۀ مردمان را عامّ؟گفت:يا على:اين تو راست و هركس را كه [٧]مثل عمل تو كند از پس تو.گفتم:يا رسولاللّٰه!اين [٨]ايّام كدام است؟گفت:ايّام البيض،از هر ماهى سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم.
عنتره گفت من اميرالمؤمنين را گفتم:براى چه اين ايّام را ايّام البيض خوانند؟ گفت:براى آنكه چون آدم از بهشت به [٩]زمين آمد در زمين [١٠]سقفى و سايه [١١]و پوششى نبود،آفتاب در اندام آدم اثر كرد،اندام او بسوخت و سياه كرد.
آدم-عليه السّلام-در خود فرونگريد آن [١٢]سياهى و تباهى ديد در خداى بناليد.
جبريل آمد [١٣]،گفت:يا آدم!خواهى كه [١٤]اندامت سپيد شود؟گفت:آرى.گفت:در ماه سه روز روزه دار،سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم.آدم يك روز روزه داشت،
[١] .دب:مىرساند.
[٢] .مج،وز،دب،آج،لب،مب:پيش درآى.
[٣] .دب:و بر دوم روز،مب،مر:روز دويم.
[٤] .لب،فق:سال.
[٥] .مج،وز،آج،لب:سهام.
[٦] .مج،وز،آج،لب:تاء
[٧] .مج،وز:هركه.
[٨] .مج،وز،آج،لب:و آن،دب:و از.
[٩] .دب:بر.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:در زير
[١١] .همۀ نسخه بدلها:كنّى.
[١٢] .دب:از.
[١٣] .فق،مب،مر+و.
[١٤] .فق،مب+ابد.