روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨١ - ترجمه
براى آنكه چون تن در جهاد ندهيد [١]كفّار مستولى شوند،و چون مستولى شوند مسلمانان را هلاك كنند،همچنان باشد كه آن هلاك،ايشان به سر خود آورده به دست خود.
اسلم بن عمران گويد:به غزاى قسطنطينيّة [٢]بودم،و امير اهل مصر عقبة بن عامر الجهنيّ بود-صاحب رسولاللّٰه [٣]،و امير اهل شام فضالة بن عبيد بود-صاحب رسولاللّٰه،و امير جمله لشكر عبد الرّحمن خالد وليد [٤]بود.روميان بيامدند و مصاف بركشيدند و پشت به ديوار مدينه روم بازنهادند،و مسلمانان در برابر ايشان دو صف بركشيدند.سوارى از لشكر مسلمانان بيرون آمد و بر [٥]لشكر روم حمله برد،و صف [٦]ايشان [٧]بردريد،آنگه بر جاى خود آمد و بايستاد،مردمان گفتند:سبحان اللّٰه القى بيده الى التّهلكة.
ابو ايّوب انصارى-رحمة اللّٰه عليه-گفت:شما اين آيت را تأويل چنين مىكنى [٨]؟ مردى را كه حمله چنين برد و قتالى چنين كرد و طلب شهادت كرد او را مىگوى [٩]خود را در هلاك افگند!ما به دانيم [١٠]،تفسير اين آيت [١١]در ما فرود آمد كه انصاريانيم.
چون خداى تعالى دين مسلمانى عزيز كرد،و رسول-عليه السّلام-ممكّن [١٢]شد،با يكديگر گفتيم در سرّ:تا [١٣]چند از اين جهاد و مشقّت خواهيم ديدن!اسبابها ما مختل شد،مصلحت در آن باشد كه روزى چند با سر املاك و اسباب شويم،و عمارتى كنيم املاك را،خداى تعالى اين آيت فرستاد [١٤]كه: وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ،بترك الجهاد و الاقامة فى الاهل.
آنگه ابن ابو عمران گفت:لا جرم ابو ايّوب چندان [١٥]مداومت كرد بر جهاد كه او را
[١] .همۀ نسخه بدلها+ندهند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز مج:قسطنطنيه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله.
[٤] .مب:عبد الرّحمن بن خالد وليد.
[٥] .آج،لب،مب،مر:در.
[٦] .مب+لشكر.
[٧] .آج،لب،فق،مر+را.
[٨] .دب:كنى،آج،لب،فق:مكنى،مب،مر:مكنيد.
[٩] .مب،مر:مىگوييد.
[١٠] .لب،مب،مر:بدانيم،مب:به بدانيم.
[١١] .دب+اين آيت،آج،لب،فق+كه اين آيت.
[١٢] .مب:متمكّن.
[١٣] .مج،وز:ماتا.
[١٤] .مب+قوله تعالى.
[١٥] .دب:چنان.