روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٩ - ترجمه
بلا خلاف،و«من»نكره است موصوفه،از مردمان كس هست كه به عجب [١]مىآورد تو را،كارى كه نكو باشد [٢]در فنّ خود و جنس خود به غايت بود كه آن را امر معجب رايق گويند،و راقني كذا و [٣]أعجبني.
حقتعالى در اين آيت صفت تزويق [٤]زبان منافقان گفت كه،ايشان به زبان چگونه چاپلوسى و چابكى مىكنند.و كلام منمّق مزخرف چگونه مىكنند [٥]تا تو را به گفت زبان به عجب [٦]مىآرند،كافر با مؤمن چنين باشد كه:«المؤمن غرّ كريم و الفاجر خبّ لئيم».پس چون با ايمان كرم يار باشد،صفت كريم اين است:
انّ الكريم اذا خادعته انخدعا كريم را چون بفريبى فريفته شود،يعنى كريم سهل جانب باشد،زود به دست آيد ازآنجا كه كريم باشد،و دير از دست بشود ازآنجا كه حليم باشد.چون گويند باور دارد،چون سوگند خورند راست پندارد،و همۀ خلق را از حساب خود انگارد،چو او سليم الجانب باشد به همهكس گمان سلامت جانب برد.
و منافق همه تزوير و تزويق [٧]زبان باشد،ظاهرى آراسته آبادان دارد،باطنى خراب بيران [٨].منافق با دنيا ماند،«ظاهرها سرور و باطنها غرور»،چون گورى [٩]كه ظاهرش مذهّب باشد و خداوندش [١٠]در اندرون [١١]معذّب باشد.در سيرت او نگرى، گمان برى كه كسى هست،حسن سيرت بينى و از خبث سريرت خبر ندارى:
صلّى فأعجبني و صام فرابنى
نحّ القلوص عن المصلّى الصّائم
آخر [١٢]:
ابدا تراه ساجدا او راكعا
ليجرّ منك أمانة و ودائعا
آيت اگرچه بر سببى خاصّ باشد يا در حقّ شخصى معيّن باشد،چون كسان ديگر در آن معنى مشارك باشند متناول باشد ايشان را.پس آيت متناول است جمله
[١] .مج:تعجيل،ديگر نسخه بدلها:تعجّب.
[٢] .مج،دب،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٣] .دب:او،آج،لب،فق،مب،مر:اى.
[٧] [٤] .آج،لب،فق،مب،مر:ترويق.
[٥] .فق:افتادگى دارد،ديگر نسخه بدلها:مىگويند.
[٦] .مج،وز،دب،مر:زبان تعجّب.
[٨] .فق،مب،مر:ويران.
[٩] .آج،لب:گوهر.
[١٠] .مج:خداونديش.
[١١] .مج:ايدرومى(اندرونى؟)
[١٢] .آج،لب،فق،مب،مر،و قال آخر.