روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٥
عقاب متعلّق به اوست،و بهشت و دوزخ براى اوست.
ابو حنيفه گفت،چون اين بشنيدم گفتم: ذُرِّيَّةً بَعْضُهٰا مِنْ بَعْضٍ وَ اللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [١]،و بهرى اهل علم اين معنى به نظم آوردند و گفتند [٢]:
لم تخل أفعالنا اللاّتي نذمّ بها
احدى ثلاث خصال حين نأتيها
إما تفرّد [٣]بارينا بصنعتها
فيسقط اللّوم عنّا حين ننشيها
او كان يشركنا فيها فيلحقه
ما سوف يلحقنا من لايم فيها
أو لم تكن لإلهي في جنايتها
ذنب فما الذّنب الّا ذنب جانيها
قوله: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاكُمْ ،خطاب است جمله مؤمنان را به انفاق و نفقه كردن.و خلاف كردند در او:
حسن بصرى گفت:مراد زكات است براى دو وجه:يكى امر خداست،و امر او بر وجوب باشد.و دگر آنكه گفت:به وعيد مقرون بكرد،و وعيد[بر] [٤]ترك واجب باشد.
و جماعتى ديگر گفتند:مراد نفقه عيال است،و امر بر وجه استحباب است و وعيد نيست،در آيت بيشتر از اخبار نيست عن عظم يوم القيامة،و اين اختيار [٥]ابو القاسم بلخى است.و بعضى ديگر گفتند:عام است در زكات و صدقه و نفقه،و اين اولى [٦]است براى عموم فايده را.
و حدّ رزق بگفتهايم پيش از اين:هرچه كسى را باشد كه به آن منتفع شود، و كس را نبود كه او را از آن منع كند. مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ [٧][پيش] [٨]ازآنكه [روزى آيد كه در او] [٩]بيع نباشد و دوستى نباشد و شفاعت نباشد.
ابو عمرو و ابن كثير مىخوانند: لاٰ بَيْعٌ فِيهِ وَ لاٰ خُلَّةٌ وَ لاٰ شَفٰاعَةٌ -به فتح،
[١] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٣٤.
[٢] .مج،وز:آورد و گفت:كه براساس مرجّح است.
[٣] .اساس:يفسر،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] [٨] [٤] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٥] .اساس:اخبار،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز مب،مر:اولىتر.
[٧] .مب+لا بيع،دب،آج،لب،فق+يعنى روز قيامت.