روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٨ - ترجمه
نباشد،و مراد آنكه چندانى در او رها نكنند كه آن به حدّى رسد كه در او سورتى و شدّتى پديد آيد،يا [١]به حدّ آنكه اگر بسيار بود مستى كند [٢]،اگر چنين بود مسكر باشد،و مسكر حرام بود،هر مسكرى كه باشد سواء اگر از انگور كنند و اگر از خرما يا مويز يا جويا ارزن،اندك و بسيارش در [٣]تحريم يكى باشد به نزديك ما و [٤]شافعى و مالك و احمد و ابو ثور.
و هرچه چنين بود خمر بود،براى آنكه اشتقاق خمر از خمر است،و هو ما واراك [٥]من شجر او [٦]غيره.و«خمرة»آن بود كه در عجين كنند،[و خمر ستر بود،و خمار گويند مقنع را] [٧]،و«خمار»،بيمارى و رنجى بود از شرب خمر،و«خمرت»، مصلّى نماز كوچك باشد،و«مخامرت»،ملابست باشد.پس«خمر»براى آنش گويند كه عقل بپوشد،و خمير را [٨]هم براى اين خمير گويند.
چون لفظ قرآن بر خمر است[٢٧٩-ر]،و هرچه مخامر عقل بود آن را خمر خوانند،پس از ظاهر آيت لا بد بايد تا حرام بود و از اجماع امّت،و اخبار در اين باب از رسول-عليه السّلام-و صحابه و تابعين بيرون از حدّ است.و اجماع حاصل است بر آنكه :كلّ مسكر حرام.
و در كيفيّت او خلاف كردند،و غرض رسول-عليه السّلام-اشارت به جنس است نه به عين،فكيف كه [٩]يك شربت از جمله عين شرابى!و اين تخصيص باشد بىدليل،و اخبار در اين معنى بسيار است [١٠]اين كه:
ما اسكر كثيره فقليله حرام، هرچه بسيارش مستى [١١]كند،اندكش حرام باشد از انواع خمر.
و عائشه [١٢]روايت كند از رسول-عليه السّلام [١٣]:
ما أسكر الفرق فملء الكفّ منه
[١] .همۀ نسخه بدلها:تا.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+باب.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+و به نزديك.
[٥] .وز:وراك.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:شجر و.
[٧] .اساس:افتادگى دارد،با توجه به مج افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+به.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:بسيار آمد و لفظ.
[١١] .مر:مست.
[١٢] .وز+ رضىاللّٰهعنها.
[١٣] .مج،وز،دب+كه.