روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٥ - ترجمه
به ذلّى ذليل،يعنى امّا به طوع ايمان آرند و به آن عزيز شوند،و امّا [١]از بيم تيغ اظهار ايمان كنند به رغم و مذلّت.
فَإِنِ انْتَهَوْا ،اگر بازايستند از قتل و كفر و عناد. فَلاٰ عُدْوٰانَ ،اى[لا سبيل] [٢]و لا حجّة،اين قول عبد اللّٰه عبّاس است،گفت نظيره قوله. أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلاٰ عُدْوٰانَ عَلَيَّ [٣]...،اى لا[سبيل علىّ،] [٤]و قيل معناه:لا حرج علىّ.و اصل «عدوان»ظلم بود-چنان كه گفتيم-قال اللّٰه تعالى: وَ لاٰ تَعٰاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ [٥]...،و مراد در آيت قتل است،و آن قتل برايشان به جزاى عدوان و ظلم ايشان بود.آنگه جز[ارابه لفظ] [٦]مجزى برخواند براى ازدواج [٧]را،چنان كه طريقت ايشان است،قال عمرو بن شأس الاسدىّ:
[جزينا ذوى العدوان بالامس فرضهم] [٨]
[٢٣٧-پ]قصاصا سواء حذوك النّعل بالنّعل
و مراد به ظالم [٩]كافر محارب است اين جايگاه،پس معنى آيت اين است كه گفتيم،نه آنكه امرى كرد به ظلم يا اباحتى كرد ظلم را.
قوله: اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ ،بدان كه ماه حرام در سال [١٠]چهار است چنان كه حقتعالى گفت: مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ [١١]...،واحد فرد[و هو رجب] [١٢]و ثلاثة سرد،اى متتابعة [١٣]،يكى فرد است و آن رجب است و سه متتابع،و آن ذوالقعده و ذوالحجّه و محرّم است.و براى آنش حرام خواندند كه حرام بود برايشان قتال كردن در اين ماهها تا اگر مرد،مقاتل پدر و برادر را ديدى رها كردى و نكشتى او را،پس براى حرمت ماه راه،حرام خواندند او را،و مراد به اين ماه در آيت ذوالقعده است كه
[١] .اساس:يا،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و سياق عبارت تصحيح شد.
[٨] [٦] [٤] [٢] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٢٨.
[٥] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ٢.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:ازدواج لفظ.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:ظلم.
[١٠] .آج،لب،فق،مب،مر:سالى.
[١١] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٦.
[١٢] .اساس:ناخواناست،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٣] .مج،وز:متابعى.