روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٣ - ترجمه
بعضى مفسّران گفتند:اين لفظ كه در او نهى است از قتال ايشان به نزديك مسجد الحرام پيش ازآنكه ايشان ابتدا كنند منسوخ است بقوله: وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ [١]،اين قول قتاده است و ربيع،و مقاتل حيّان گفت،قوله: وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ،فى الحلّ و الحرم [٢]اين منسوخ است بقوله: وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ [٣]عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ ،آنگه اين نيز منسوخ شد به آيت سورت[برائت] [٤]: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ [٥].
بعضى دگر مفسّران گفتند:آيت محكم است،و معنى و حكم [٦]بر جاى خود است،و نشايد ابتدا كردن به قتال در حرم و نه در ماه حرام،الّا عند الضّرورة، و ضرورت آن بود كه ايشان ابتدا كنند،چون آغاز كردند[٢٣٧-ر]قتال ايشان واجب شد. كَذٰلِكَ جَزٰاءُ الْكٰافِرِينَ ،پاداشت كافران چنين بود.
فَإِنِ انْتَهَوْا ،اگر ايشان از قتل و قتال بازايستند [٧]،خداى تعالى غفور و رحيم است،بديع نبود از او كه ايشان را بيامرزد چون ايمان آورده باشند و توبه كرده.و «انتهاء»مطاوع نهى باشد،يقال:نهيته فانتهى،كما يقال:زجرته فانزجر.و انفعال بناى مطاوع [٨]باشد،يقال:فعلته فانفعل،قياسى مطّرد.و«غفور»،بناى مبالغت است،و هر بنا كه معدول بود از اصل خود وضع قياس براى [٩]مبالغت بود.
وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ ،و كارزار [١٠]كنى [١١]با ايشان تا فتنه نباشد.
«كان»تامّه است،يعنى تا كفر در جهان بنماند،و مراد به«فتنه»كفر است.و آيت در حقّ مشركان است،و از مشرك [١٢]بازنگرديد [١٣]الّا به اسلام يا [١٤]قتل،چه حكم او به خلاف حكم اهل ذمّت است كه از ايشان جزيه قبول كنند.
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٣.
[٢] .فق،مب،مر:و الحرام.
[٣] .اساس،مج،وز،لب،فق،مب:تقتلوهم،به قياس با نسخه مب،و ضبط قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٤] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٥.
[٦] .آج،لب،فق،مب،مر:معنى محكم.
[٧] .مج،وز،آج،لب:بازاستند.
[٨] .چاپ شعرانى(٩٢/٢)+فعل.
[٩] .آج،لب،فق،مب،مر:برآن.
[١٠] .لب:كالزار.
[١١] .مب،مر:كنيد.
[١٢] .چاپ شعرانى(٩٣/٢):شرك.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:نگردند.
[١٤] .مب+به.