روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٧ - ترجمه
گفتند:هرچه از انگور و خرما كنند و بجوشد نه بر آتش آن را خمر خوانند [١]آنگه در مطبوخ خلاف كردند،مذهب ما آن است كه:هر عصيرى كه بجوشد [٢]اگر بر زمين باشد و اگر بر آتش،حرام شود.و حدّ جوشيدن او آن بود كه زبر و زير [٣]شود،و حلال نشود پس ازآنكه حرام شد،اگر خمر شده باشد،امّا چون بر آتش بجوشد حرام شود،مگر آنگه كه چندانى بجوشانند كه دو بهر شود و سه يكى [٤]بماند آنگه حلال بود و اين در عصير بود در خمر نبود.
و مذهب ابو حنيفه و ابو يوسف و اهل عراق آن است كه:خمر و عصير را [٥]حكم يكى باشد.و مذهب فقهاى اهل مدينه آن است كه:هرچه بسيار از او مستى كند اندكش حرام باشد،و مذهب ما اين است،و مذهب اهل عراق جز اين است، گفتند:آنچه[از آن] [٦]مستى كند آن شربت بازپسين حرام [٧]است.
امّا نبيذ التّمر،كه در او اخبار آوردهاند كه:
تمرة طيبة و ماء طهور ،آن است كه رسول-عليه السّلام-در اسفار و غزوات [٨]به منازلى كه فرود آمدى،آبها شور و ناخوش بودى.روزى به بعضى منازل فرود آمد،و آب سخت شور و ناخوش بود،بفرمود تا خرمايى چند در مطهره آب افگنند،و رسول-عليه السّلام-بخفت به قيلوله.آنگه برخاست،و از آن آب وضو كرد.گفتند:يا رسولاللّٰه!روا باشد؟گفت:چرا روا نباشد!
تمرة طيبة و ماء طهور ،خرماى پاك و آبى پاكيزه.اين است معنى آنكه گويند از رسولاللّٰه:
«توضّأ بنبيذ التّمر» ،براى آنكه نبذ رمى بود،يعنى ماء نبذ فيه التّمر،آبى كه خرما در او افگنده باشند،نه خمرى كه از خرما كرده باشند،و اين را نقيع خوانند كه خرما يا مويز در آب افگنند تا طعم آن فراگيرد [٩]،براى بامداد به شب درافگنند،و براى شبنگاه [١٠]بامداد درافگنند بيش [١١]از يك روز يا [١٢]يك شب در او
[١] .همۀ نسخه بدلها:گويند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+سواء.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:زير و زبر.
[٤] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:سيكى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:در خمير و عصير.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+آن.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:اسفار غزوات.
[٩] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:هاگيرد،مب،مر:گيرد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز دب:شبانگاه.
[١١] .وز،دب،آج،لب،فق،مر:بيشتر.
[١٢] .مج:كه.