روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
روزه دارد و اگر نه فدا كند،آنگه منسوخ كرد اين حكم را بقوله: فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ [١]،بر اين اقوال آيت منسوخ باشد.
امّا قول بعضى دگر و آن سدّى است و سعيد بن المسيّب و يك روايت از عبد اللّٰه عبّاس،و روايت از صادق-عليه السّلام-آن است كه:آيت منسوخ نيست و حكم بر جاى خود است،و آيت مخصوص است بالعاجز [٢]عن الصّيام،و آن چند كساند:
مردى پير است و زنى پير،و زن آبستن و زن شيردهنده،و كسى كه او را علّت عطاش باشد.آنگه اينان بر دو ضربند:يكى آنكه فدا كند و قضا بازدارد دگر آنكه فدا كند و قضا بازندارد،امّا آنكه فدا كند و قضا بازدارد،زن آبستن است و زن شيردهنده،و آن را كه او را عطاشى بود كه [٣]از او زائل شود اينان هر سه در اوقات عذر روزه بگشايند و فدا كنند روزه را به طعام،و چون منع زائل شود قضاى روزه بازدارند.
و آنكه فدا كند و قضا نبود بر او[سه ديگراند] [٤]:مرد پير و زن پير،و آن را كه علّت عطاش باشد و اميد بهى نبود در او،اينان فدا كنند و قضا نيست بر اينان براى آنكه منع اينان [٥]نخواهد شدن،پير جوان نشود و اين علّت چون مأيوس باشد [٦]به نشود،اكنون بر اين قاعده تا معنى آيت مستقيم شود در او دو وجه[گفتند] [٧]:يكى آنكه تقدير«كان»كردند و گفتند تقدير اين است كه:«كانوا يطيقونه»،طاقت داشتند،اكنون از آن شدهاند كه مطيق باشند،[و عرب حذف] [٨]«كان»كنند چنان كه حقتعالى گفت: وَ اتَّبَعُوا مٰا تَتْلُوا الشَّيٰاطِينُ [٩]...،و معنى آن است كه:ما كانت [١٠]تتلوا الشّياطين.ديگر آن است كه:[«لا»تقدير كردند] [١١]و على الّذين لا يطيقونه،و«لا»نيز بسيار حذف كنند،كما قال [١٢]تعالى: تَاللّٰهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ [١٣]...،اى لا تفتؤ [١٤]،و شاعر گفت:
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٥.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بالعاجزين.
[٣] .مج،وز،دب:اگر.