روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٤ - ترجمه
أ كلّ [١]هذا تقذّرا من اخيك المسلم، اين براى تقذّر مىكنى از برادر مسلمانت،يعنى تو را [٢]او قذر مىآيد،مىترسى كه از توانگرى تو چيزى با او شود،يا از درويشى او چيزى با تو آيد؟مرد گفت:يا رسولاللّٰه!توبه كردم و عذر مىخواهم از كرده خود با خداى و پيغامبر،اين نفس بد و شيطان مكّار مرا بر اين حمل كرد،اكنون گواه باش كه نيمه مال من او راست.مرد [٣]گفت:اى رسولاللّٰه!گواه باش كه من قبول نكردم، گفت:چرا؟گفت:ترسم كه دل من هم چنان تباه كند كه دل او.
يكى از جمله صحابه گفت:هيچ مسلمان را حقير مدار كه كوچك ايشان به نزديك خداى بزرگ است.
و يحيى معاذ گفت:بد قومى باشند آنان كه اگر مؤمن در ميان ايشان توانگر بود حسدش [٤]برند،و اگر درويش بود حقيرش دارند.
وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ ،و آنان كه متّقيان باشند و پرهيزگاران [٢٦٩-پ]،فردا قيامت در درجه و منزلت زبر [٥]ايشان باشند.
در خبر مىآيد از أبو ذرّ الغفارىّ كه گفت:يك روز رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-مرا گفت:يا با ذرّ [٦]!در مسجد نگاه كن تا كيست كه در چشم تو رفيعتر مىآيد.گفت:
نگاه كردم،مردى وسيم جسيم را ديدم،حلّهاى نيكو پوشيده،گفتم:هذا يا رسولاللّٰه،اين مرد در چشم من نيك مىآيد.گفت [٧]:درنگر،تا از اين جمع در چشم تو كيست كه حقير مىآيد.من نگاه كردم مردى ضعيف ضعيف حال را ديدم، خلقانى پوشيده،گفتم:هذا يا رسولاللّٰه،اين حقيرتر مىآيد مرا.رسول-عليه السّلام- گفت:
و الّذي نفسي بيده لهذا عند اللّٰه يوم القيامة افضل من قراب الارض من هذا، به آن خداى كه جان من به امر اوست كه اين مرد حقير كه در چشم تو نمىآيد [٨]،
[١] .كذا:در اساس،دب،لب،فق،مر،مج،وز:اهل،آج:تفعل.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر+از.
[٣] .مب:آن مرد درويش.
[٤] .اساس:افتادگى دارد و دوباره نونويسى شده و كلمه به صورت«تعظيمش»نوشته شده،با توجّه به مج و همۀ نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .دب:زور.
[٦] .مج،وز،دب،فق:ابا ذر،آج،لب،مب،مر:ابو ذر.
[٧] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مر+اكنون.
[٨] .مب:مىآيد.