روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٤ - ترجمه
وَ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ ،بيشتر مفسّران گفتند:آيت در شأن جمل [١]بنت يسار آمد-خواهر معقل بن يسار-و او زن ابو الدّحداح [٢]بود،و او را طلاق داد و رها كرد تا عدّت به سر آمد آنگه بيامد و خطبه كرد.برادرش معقل را[٣٠٤-پ] خشم آمد و گفت:من كريمه [٣]خود را به او دادم تا [٤]او بىجرمى [٥]طلاقش دهد، آنگه رها كند تا عدّت به سر آيد و در عدّت مراجعت نكند،آنگه بيايد و خطبه كند، و اللّٰه كه هرگز به او ندهم اين را،و ابو الدّحداح مردى نيك بود،خداى تعالى اين آيت بفرستاد.رسول-عليه السّلام-او را بخواند [٦]و آيت بر او خواند.او گفت:اى رسولاللّٰه!توبت كردم و كفّارت سوگند بكرد،و خواهر را به او داد.
و بعضى دگر [٧]مفسّران گفتند:آيت در جابر عبد اللّٰه انصارى آمد كه او دختر عمّ خود را به مردى داد،و او طلاق داد [٨]طلاقى رجعى،و رها كرد تا عدّت برفت.آنگه آمد و خطبه كرد.جابر ابا كرد،خداى تعالى اين آيت فرستاد،گفت:چون زنان را طلاق دهى فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ ،و عدّت به سر برند-اين جا حقيقت است.زجّاج گفت:«اجل»آخر مدّت باشد و عاقبت كار،و لبيد گفت:
و اجزها بالبرّ للّٰه الاجل
اى عاقبة الأمور.
فَلاٰ تَعْضُلُوهُنَّ ،و«عضل»منع باشد از نكاح منعى مكنى ايشان را ازآنكه به زن اكفاء خود باشند،و انشد الاخفش:
و نحن عضلنا بالرّماح نسائنا
و ما فيكم عن حرمة لكم عضل
و انشد ايضا:
و انّ قصائدي لك فاصطنعني
كرائم قد عضلن عن النّكاح
و اصل«عضل»ضيق و شدّت بود،يقال:عضلت المرأة و الشّاة،چون فرزند در
[١] .آج،مب،مر:جملاء،تفسير طبرى(٤٨٥/٢):جميل.
[٢] .تفسير طبرى(٤٨٥/٢):ابى البدّاح.
[٣] .فق،مر:خواهر.
[٤] .فق،مب،مر:امّا.
[٥] .لب،مب،مر:بىحرمتى.
[٦] .مب:او را طلب كرد.
[٧] .مب،مر+از.
[٨] .فق،مب+او را.