روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧ - ترجمه
بمعنى واحد.
اهل مدينه و [١]شام خواندند:«فدية طعام مساكين»به اضافه و جمع،و باقى قرّاء: فِدْيَةٌ طَعٰامُ مِسْكِينٍ ،به رفع و تنوين و وحدان.و فديه را با طعام اضافه كردند [٢٢٣-ر]اهل مدينه،و اگرچه هر دو يكى باشد لاختلاف [٢]اللّفظين،چنان كه مسجد الجامع،و [٣]: وَ حَبَّ الْحَصِيدِ [٤]،و كقول الشّاعر:
حندس الظّلم
حمزه و كسائى خوانند:فمن يطّوّع،به تشديد«طا»و«واو»و جزم«عين»بر تقدير:يتطوّع،باقى:تطوّع،بر فعل ماضى على وزن تفعّل.
بدان كه علما در تأويل و معنى آيت خلاف كردند،گروهى گفتند:اين در بدايت شرع بود،چون حقتعالى مكلّفان را تكليف روزه كرد،ايشان را عادت نبود دشخوار [٥]آمد برايشان،حقتعالى در اين تكليف تخيير كرد ايشان را بين الصّيام و الاطعام،گفت:هركس كه خواهد روزه دارد،و هركه نتواند فديه كند به طعام.
آنگه اين تخيير منسوخ كرد به تضييق في قوله تعالى: فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ [٦]،و اين قول معاذ جبل است و انس مالك و سلمۀ اكوع و عبد اللّٰه عمر و علقمه و عكرمه و شعبى و زهرى و نخعى و ضحّاك و يك روايت از عبد اللّٰه عبّاس، بهرى [٧]دگر گفتند:آيت خاصّ است بالشّيخ الكبير و العجوز الكبيرة كه اينان باشند كه توانند [٨]روزه داشتن و لكن دشخوار [٩]بود برايشان،حقتعالى ايشان را رخصت داد كه روزه بگشايند و به طعام فديه كنند هرروزى را طعام مسكينى.آنگه اين نيز منسوخ كرد بقوله: فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ [١٠]،و اين قول قتاده و ربيع است و روايت سعيد جبير از عبد اللّٰه عبّاس.
و حسن بصرى گفت:مراد به آيت بيمار است كه او را تخيير كردند،اگر تواند
[١] .همۀ نسخه بدلها+اهل.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:لاختلاف.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+كقوله.
[٤] .سورۀ ق(٥٠)آيۀ ٩.
[٥] .آج،لب،فق،مر:دشخار،مب:دشوار.
[١٠] [٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٥.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:و بعضى.
[٨] .آج،لب،فق،مر:بتوانند.
[٩] .مج،وز،لب:دشوار.