روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٧ - ترجمه
نيّت با عمره گردانى و حلال شوى،پس احرام به حج فراگيرى [١]،و اين مانند آن است كه ما گوييم.
قولى دگر آن است كه عبد اللّٰه عبّاس و عبد اللّٰه عمر و سعيد بن مسيّب و عطا گفتند:آن باشد كه در ماههاى حجّ احرام [٢]فراگيرد [٣]به عمره،آنگه حلال شود،پس احرام فراگيرد [٤]به حجّ-و اين بعينه مذهب ماست در متعۀ حجّ.
راوى خبر گويد كه:آن سال كه رسول-عليه السّلام-به حجّ وداع مىشد، اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-را به يمن فرستاد تا خمس معادن [٥]ايشان بستاند،و آن قرارى كه ترسايان نجران داده بودند و برآن صلح كرده،و آن دو هزار حلّه بود از حلّههاى اواقىّ،هر حلّه را قيمت چهل درم،برفت تا آن بستاند.رسول -عليه السّلام- [٦]گفت:چون اين هر دو كار تمام كرده باشى به راه مكّه بيا [٧]كه مرا به مكّه بينى كه من امسال عزم حجّ دارم.او برفت و آن هر دو مهم تمام كرد،و رسول -عليه السّلام-بفرمود [٨]تا در[احياء] [٩]و قبايل عرب ندا كردند كه:رسول -عليه السّلام [١٠]-حجّ وداع مىرود،بشتابى و مساعدت كنى،خلقى عظيم جمع شدند، و رسول-عليه السّلام-از مدينه به در رفت [١١]بيست و پنجم ذوالقعده [١٢]،و اميرالمؤمنين را اعلام نكرده بود كه چه نوع حجّ مىبايد كردن.
رسول-عليه السّلام-هدى با خود داشت و حجّ قارن مىكرد،هدى براند و به ذو الحليفة آمد و احرام فراگرفت ازآنجا و [١٣]لبّيك بزد،ازآنجا به كراع الغميم آمد، و مردم بعضى سوار بودند و بعضى پياده،پيادگان به رنج افتادند [١٤]،بيامدند و شكايت با رسول كردند.رسول-عليه السّلام-گفت:من چهار پاى ندارم كه شما را برنشانم،
[١] .مب:بگيريد،ديگر نسخه بدلها:هاگيريد.
[٨] [٢] .مب:ماههاى حرام.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:هاگيرد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:هاگيرد.
[٥] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+از.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+او را.
[٧] .مج،وز،دب،آج،لب:بيايى.
[٩] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+به.
[١١] .مج،وز،دب،آج،لب:به در آمد،مب،مر:بيرون آمد.
[١٢] .مب:بيست و پنجم شهر ذوالحجّه.
[١٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:كه.
[١٤] .مب:به زحمت بودند.