روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٧
حسن بصرى گفت:ولى هديهم،هدايت ايشان را از الطاف و توفيق او تولاّ كند، چه آن،كار جز او نباشد [١]. يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَى النُّورِ ،و اين بر سبيل مبالغت است،و مراد الطاف و توفيق و آنچه جارى مجراى آن باشد كه بنده به ايمان نزديك شود و از كفر دور شود،فعلى كه خداى تعالى كند كه عند آن بنده از كفر بيرون آيد و به ايمان در [٢]شود.چون خداى تعالى كند گفت:خود [٣]،مخرج منم،چنان كه در باب سورۀ گفت: وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ [٤]...،الى قوله: فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزٰادَتْهُمْ إِيمٰاناً [٥]...،يعنى ازدادوا عند نزولها[ايمانا]. [٦]وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً [٧]...،در هر دو آيت اضافۀ زيادت ايمان و كفر با سورت كرد،و سورت فعل نكند،يعنى ايشان عند نزول سورت در كفر و ايمان بيفزودند،و دليل بر آنكه چنين است قرينه آيت: وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيٰاؤُهُمُ الطّٰاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمٰاتِ.
و از جمله طاغوت كه بدون خداى پرستند بل بيشتر و غالبتر [٨]،اصنام و اوثان و اشجار و احجار باشد و آفتاب و ستاره و آتش،و اينهمه جمادند،فعل از ايشان درست نباشد.و آنكه شيطان [٩]است و رؤساى ضلالت بر سبيل حقيقت اخراج نكنند كسى را از ايمان به كفر،و لكن اغراء و اغواء و تزيين كنند چون كافران عند اغراى ايشان خروج كنند از ايمان به كفر،حقتعالى اطلاق كرد و گفت:اخراج خود طاغوت كردند.
واقدي گفت:هر نور و ظلمتى كه در قرآن است مراد بخش [١٠]ايمان و كفر است، مگرآنكه در سورة الانعام است كه مراد بخش [١١]شب و روز است.
[١] .مب+قوله تعالى.
[٢] .اساس،دب،مب،دور،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس،مر:چون،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] [٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٢٤.
[٦] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٧] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٢٥.
[٨] .اساس،مب،مر+و،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٩] .اساس،لب،مب،مر:سلطان،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] [١٠] .دب:بخشش.