روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٥ - ترجمه
ايشان را دريافتند و با ايشان قتال كردند،مرثد را و خالد را و عبد اللّٰه طارق را بكشتند.
و عاصم بن ثابت جعبه تير خود فروريخت [١]،هفت تير بود در آنجا،آن را بينداخت و به هر تيرى مردى را از بزرگان مشركان بيفگند،آنگهى گفت:اللّهم انّي حميت دينك صدر النّهار فاحم لحمي آخر النّهار،بار خدايا!من اوّل روز دين تو را حمايت كردم،در آخر روز گوشت من [٢]از مشركان نگاه دار.مشركان گرد او در آمدند [٣]و او را بكشتند،و خواستند تا سر او ببرند و به هديّه به سلافه بنت سعد [شهيد] [٤]برند كه عاصم پدر او را روز احد كشته بود،و او نذر كرده بود كه:اگر عاصم را بكشند[او به كاسه سر] [٥]او خمر بازخورد،خداى تعالى جمعى[٢٥٩-ر] از زنبور [٦]بفرستاد تا او را حمايت كردند،هركس كه پيراهن [٧]او بگرديد او را بزدند [٨].
كس گرد او نگشت او را حمىّ الدّبر [٩]خوانند.چون زنبور رها نكرد كه ايشان گرد او گردند،گفتند:رها كنى تا شب درآيد كه زنبور به شب برود.
چون شب در آمد،ابرى سياه بر آمد،و بارانى عظيم بباريد،و سيلى در آمد و جثّه عاصم بر گرفت و ببرد،و خداى تعالى فرمود فريشتگان را تا به بهشت بردند،و پنجاه مشرك را كشته بودند همه را به دوزخ بردند.
و عاصم سوگند خورده بود در حيات خود كه دستها [١٠]مشرك نكند و نگذارد [١١]كه هيچ مشرك دستها او [١٢]كند از تعصب دين را.خداى تعالى دعاى او اجابت كرد،و تمكين نكرد مشركان را ازآنكه دست بدو كشند [١٣].
[١] .دب+و.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:گوشت مرا حمايت كن.
[٣] .مب:بر آمدند.
[٥] [٤] .اساس:زير وصّالى رفته،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .مب:زنبوران.
[٧] .وز:پرامن،مب:پيرامون.
[٨] .مب:او را نيش مىزدند.
[٩] .آج:حمى الزنابير،فق،مر:حمى الزهر.
[١٠] .مج،وز:دست را هيچ،دب:دست فرا پيش هيچ،آج،لب،فق،مب،مر:دست بر هيچ.
[١١] .دب:و رها نكند.
[١٢] .مج،وز:دست را او،دب:دست فرا او،آج،لب،فق،مب،مر:دست بر او.
[١٣] .دب:دست به او كنند،آج،لب،فق،مب،مر:دست بدو كنند.