روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٢
گفت:ساكن باش كه من چيزى از آن تو نبردهام،و بنگر تا متاعت همه بر جاست، [٣٤٢-پ]و قصّه من بشنو! گفت:من دوش به اوّل شب بيامدم و در اين دكّان باز كردم و اين متاع جمع كردم و در هم بستم.چون برگرفتم تا بروم،چندان كه طلب كردم ره در [١]نيافتم.چون متاع بنهادم راه يافتم [٢]،باز در نشان كردم [٣]و بيامدم و متاع برداشتم،خواستم تا بروم ديگرباره [٤]در نيافتم.همهشب در اين به سر بردم تا اكنون كه تو آمدى.اكنون اگر دانى كه مرا عفو بايد كردن كه توبه كردم كه مانند اين نكنم.من دست از دزد [٥]بداشتم و خداى را شكر كردم.
ليث بن سعد روايت كند از عبد اللّٰه [٦]بن ابي جعفر كه گفت:مرا بيمارى سخت بود و دردى عجيب،و طبيبان از آن عاجز،من در شبى از شبها رنجور بودم.انديشه مىكردم،گفتم به جزوى [٧]از قرآن استشفا كنم،آية الكرسىّ بخواندم و باد بر خود دميدم.مرا خواب ببرد.در خواب دو مرد را ديدم از پيش من ايستاده،با يكديگر مىگفتند:اين مرد آيتى بخواند كه در آنجا سيصد و شصت [٨]پنج رحمت است،و اين مرد را هنوز به يك رحمت رسيد [٩]و از آن هيبت [١٠]من از خواب در آمدم [١١]،دردم ساكن شده بود-و اخبار و آثار در فضايل اين بسيار است.
اكنون به تفسير آيت ابتدا كنيم:بدان كه قديم-جلّ جلاله-در اين آيۀ اثبات
[١] .فق.راه در،مب،مر:ره.
[٢] .مج،وز:ره در نيافتم،دب،آج،لب،فق:ره بيافتم،مب:بنهادم و بيامدم ره يافتم،مر:ره در يافتم.
[٣] .آج،لب:بيافتم و نشان بكردم.
[٤] .مب+ره.
[٥] .مج،وز:از دزدى،مب،مر:از او.
[٦] .اساس:ابى عبد اللّٰه،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز مب،مر:به چيزى.
[٨] .آج،لب،فق:شست،همۀ نسخه بدلها بجز مج+و.
[٩] .مج،وز:رسيد بدو،دب:رسيدند،آج،لب،فق:رسانيدند.
[١٠] .اساس:و هيمه(شايد:هيمنه،يا:همهمه)،مج:هم،وز،دب:همه،مر:همت،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .مج:بر آمدم.