روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٧ - ترجمه
ايّاهم فى الشّهر الحرام بقتالهم ايّاكم فى الشّهر الحرام،تا معنى آيت مستقيم شود، يعنى اين دخول به بدل آن منع،و اين قتال در برابر آن قتال.
وَ الْحُرُمٰاتُ ،جمع حرمة باشد كظلمة و ظلمات و حجرة و حجرات،و براى آن به جمع گفت كه سه حرمت است،و اقلّ جمع بر مذهب درست سه بود:يكى حرمت ماه،يكى حرمت حرم،يكى حرمت احرام [١].
و قصاص و مقاصّت به معنى مساوات و مقابله بود،و اصل آن اتّباع اثر بود،يعنى دنبال آن دارى كه با او آن كنى كه او كرده باشد.
فَمَنِ اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ ،هركه بر شما ظلم كند. فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ ،بر او همچنان ظلم كه او كرده باشد بكنى.و ظاهر چنان مىنمايد كه در آيت امر است به ظلم،و لكن مراد مقابله [٢]و مجازات است.
و آنچه دوم [٣]باشد بر سبيل جزاء،آن را ظلم نخوانند مگر بر سبيل مجاز و ازدواج، و مانند اين در قرآن و كلام عرب بسيار است،قال اللّٰه تعالى: وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهٰا [٤].
و دوم [٥]سيّئه نباشد،چه جزاء بدى،بد [٦]نباشد،دگر قوله تعالى: وَ إِنْ عٰاقَبْتُمْ فَعٰاقِبُوا بِمِثْلِ مٰا عُوقِبْتُمْ بِهِ [٧].
و آنچه اوّل ايشان كرده باشند عقاب نباشد،عقاب اين فعل باشد كه اينان به جزاى آن كرده باشند،و لكن بر سبيل ازدواج با [٨]كلام جفت شود،و چنان كه عمرو بن كلثوم گفت:
الا لا يجهلن [٩]احد علينا
فنجهل فوق جهل الجاهلينا
يعنى جزاى جهل دهيم،براى آنكه هيچ عاقل به جهل فخر نكند.
وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ،و از خداى بترسى و بدانى كه او با متّقيان است به معنى نصرت.و معنى«مع»مصاحبت باشد،يعنى نصرت خداى با
[١] .مر+قوله.
[٢] .اساس:به صورت«مقاتله»هم خوانده مىشود.
[٥] [٣] .مر:دويم.
[٤] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ٤٠.
[٦] .مر:بدى.
[٧] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ١٢٦.
[٨] .دب:تا.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز لب:يجهلين.