روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣ - ترجمه
گفت:من دو رنج بر تو ننهم [١]،هم رنج سفر،هم رنج روزه.اگر مسافرى روزه بگشاى [٢]،و اگر بيمارى روزه بگشاى [٣]،بيماريى كه با آن روزه نتوانى داشت [٤]،يا اگر [٥]روزه دارى بيمارى [٦]به زيادت شود،به نزديك ما حدّ بيمارى كه با آن افطار بايد كردن اين است و حدّ آن سفر كه به آن افطار بايد كردن هشت فرسنگ [٧][٢٢٢-ر]است،و دو بريد است و بيست و چهار ميل،و اين را مرحله خوانند.و مذهب اوزاعى هم اين است،و شافعى گفت [٨]:دو مرحله بايد شانزده فرسنگ [٩]، چهل و هشت ميل،و اين مذهب مالك است و ليث و احمد و اسحاق.ابو حنيفه و اصحابش و ثورى گفتند:سه مرحله بايد،بيست و چهار فرسنگ هفتاد و دو ميل،و داود فرق نكرد از ميان سفر دراز و كوتاه.و هر سفر كه در او افطار بايد كردن در او تقصير بايد كردن نماز را،اعنى چهار [١٠]،دو بايد كردن.
امّا روزۀ سفر،در او خلاف كردند:به نزديك ما چنان است كه مسافر را كه سفر او اين مقدار باشد روزه نشايد داشتن،و اگر دارد درست نباشد [١١]،و قضايش واجب بود.
و اين در صحابه،مذهب عمر است و عبد اللّٰه عبّاس و عبد اللّٰه عمر و ابو هريره و عبد الرّحمن عوف و عروة بن الزّبير.از عبد اللّٰه عبّاس روايت اين است [١٢]:الافطار فى السّفر عزيمة،اى واجب.و مذهب داود آن است كه:او [١٣]مخيّر است از ميان روزه و افطار،خواهد دارد و خواهد نه،جز كه قضا واجب بود او را،در وجوب قضا با ما موافقت كرد [١٤]،و در وجوب افطار خلاف.
امّا مذهب ابو حنيفه و شافعى و مالك و عامّۀ فقها آن است كه:او مخيّر است، خواهد روزه دارد و لا قضاء عليه،و خواهد روزه بگشايد و قضا كند در حضر.
دليل بر مذهب صحيح آن است كه خداى تعالى گفت: فَعِدَّةٌ مِنْ أَيّٰامٍ أُخَرَ ،و به
[١] [٩] .همۀ نسخه بدلها:بر تو روا ندارم.
[٢] .مج،لب،فق،مب،مر:بگشايى.
[٣] .مر:مگير چنان.
[٤] .مج،وز:داشتن.
[٥] .مج+از.
[٦] .مب:بيماريت.
[٧] .مب:فرسخ.
[٨] .آج،لب،فق،مر:گفته.
[١٠] .مب،مر+ركعت را.
[١١] .وز:نبايد.
[١٢] .مب،مر+كه.
[١٣] .مر:كه مسافر.
[١٤] .دب:كرده،مر:بود.