روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٩ - ترجمه
اى مساءة،و گفت:عرب اين لفظ در شرّبه كار دارند.
وجهى ديگر در«با»آن است كه ردّ او كرد با معنى در اصل،براى آنكه جمله افعال متعدّيه از قتل و ضرب و قطع همۀ مضمّن [١]است به«با»در معنى،براى آنكه معنى اين است كه:اوقعت به الضّرب [٢]و القتل و القطع.
وجهى دگر در آيت آن است كه:مفعول به [٣]بيفگند،و«با»آلت راست،چنان كه:فعلت بيدي و اخذت بيدي و مشيت برجلي،و معنى آن است كه:و لا تلقوا انفسكم بايديكم الى التّهلكة.
علما در معنى او خلاف كردند،بهرى گفتند:به بخل،يعنى خويشتن به هلاك مكنى [٤]به آنكه به مال بخل كنى،براى آنكه در مقدّمه ذكر نفقه مال رفته است كه در بخل و امساك هلاك است در دين و دنيا،امّا دين [٥]:منع زكات و حجّ [٦]و نفقات واجب در اين باباند،و امّا در باب دنيا:بخيل را همۀ جهان دشمن باشند، نبينى كه شاعر چگونه مىگويد:
اللّؤم داء دوىّ [٧]يقتلون به
لا يقتلون بداء غيره ابدا
ازآنكه به منع قرى و طعام دشمن اندوخته آيد،پس مؤدّى بود آن با قتل ايشان.
و اين قول حذيفه و حسن و قتاده و عكرمه و عطا و ضحّاك و ابن كيسان است.
عبد اللّٰه عبّاس و سدّى گفتند:معنى آن است كه مگو كه مرا چيزى نيست،يعنى خود را و نام خود را نيست مكنى [٨].
مجاهد گفت:معنى آن است امساك مكنى از نفقه ترس درويشى را.حسن گفت:ايشان امساك كردندى در [٩]سفرهاى خطرناك براى جمع مال [١٠]،حقتعالى آن هر دو نهى كرد به اين آيت.
[١] .آج،لب،فق،مر:متضمّن.
[٢] .فق:الضّراب.
[٣] .لب:مفعول.
[٤] .مب:ميفگنيد.
[٥] .آج،لب،فق،مب:امّا در اين.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+و جهاد.
[٧] .اساس:داء لوبر،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .مج،وز:مىكنى،مب:مكنيد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:و.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها+را.