روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٣ - ترجمه
صلح جمله و پى مگيرى [١]اثر پيهاى [٢]ديو را كه او [٣]شما را دشمنى ظاهر است [٤].
اگر خطا كنى از پس آنكه [٥]آمد به شما حجّتها بدانى كه خداى منيع و محكم كار است.
گوش مىدارند الّا آنكه به ايشان آيد خداى در سايهبانى از ابر و فريشتگان و گزارده شود كار و با خداى بود بازگشت كارها.
قوله: وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ :الآية.كلبى و سدّى و مقاتل و عطا گفتند:
آيت در اخنس شريق [٦]فرود آمد-و او حليف بنى زهره بود-و نامش ابىّ بود-و براى آنش اخنس خواندند كه روز بدر با سيصد مرد از قتال رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله- بازپس استاد،و ايشان به جحفه فرود آمده بودند،قوم را گفت:يا بنى زهره!محمّد خواهرزاده شماست،اگر پيغامبرى صادق است اولىتر كس كه تصديق و متابعت او كند شمايى،و اگر دروغزن است براى قرابت و خويشى اولىتر آن بود كه از او برگردى و با او كالزار [٧]نكنى.گفتند:نكو مىگويى،رأى رأى تو است،تو برو به جانبى تا ما با تو بياييم.چون منادى بر آمد كه لشكر جمع مىكرد تا به كالزار [٨]بدر شوند،خنس هو بأصحابه [٩]،اى تأخّر،فسمّى اخنس،با پس ايستاد،او را براى اين اخنس خواندند،و او مردى شيرينسخن بود و نكوديدار بود.هروقت به نزديك پيغامبر آمدى و با او نشستى و سخن گفتى[٢٥٨-پ]و اظهار ايمان كردى و سوگند خوردى كه تو را دوست دارم-و منافق بود،و رسول-عليه السّلام-از نفاق و باطن او بىخبر بود [١٠].رسول-عليه السّلام-مجلس او از خود نزديك بكردى [١١]،و بر او اقبال كردى و
[١] .مج:پيروى مكنيد.
[٨] [٢] .مج،وز،آج،لب،فق:اثرهاى.
[٣] .مج+مر.
[٤] .مج:دشمنى است آشكارا.
[٥] .وز،آج،لب،فق:آنچه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:اخنس بن شريق.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:كارزار.
[٩] .دب:هو و اصحابه.
[١٠] .دب:با خبر بود،مب:نفاق او و باطن او هنوز آگه نبود.
[١١] .دب:مجلس او به خود نزديكى داشتى.