روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٠ - ترجمه
ما سقت الهدى، اگر اين كه اكنون مىدانم،پيش از اين دانستمى هدى نراندمى.
آنگه بفرمود تا منادى ندا كردن گرفت كه [١]،رسول خداى مىفرمايد كه:هركه هدى نرانده است بايد كه حلال شود.مردم بهرى [٢]حلال شدند و بهرى [٣]بر احرام بايستادند،و خلاف فرمان رسول كردند و گفتند كه [٤]:رسولاللّٰه!اشعث اغبر و نحن نلبس الثّياب و نقرب النّساء و ندهن،رسول خداى چنين كاليده[موى] [٥]و گرد زده مىآيد و ما جامهها [٦]در پوشيم و با زنان نزديكى كنيم و غسل كنيم و روغن در سر ماليم [٧]؟ما هرگز اين نكنيم و حلال نشويم! بهرى دگر گفتند:ما شرم داريم كه آب از سرها ما فرومىچكد [٨]از غسل جنابت،و رسول خداى اشعث و اغبر مىآيد،و گفتا گوى [٩]مىكردند.رسول -عليه السّلام-برآن منكر شد،و گفت:من براى آن حلال نمىشوم كه هدى راندهام، و اگر نه هدى بودى من نيز حلال شدمى.فايده نداشت گروهى حلال شدند و گروهى اصرار كردند،[همانا در آن] [١٠]خود را و ضيعتى مىپنداشتند [١١]و اعتقادى كرده بودند كه در آن وضع قدرى هست.
رسول-عليه السّلام-روى به يكى از ايشان كرد و گفت:تو هدى راندهاى؟ گفت:نه.گفت:چرا حلال نشوى [١٢]؟گفت:و اللّٰه كه من حلال نشوم هرگز و تو محرم [١٣]،رسول[٢٤٤-ر]-عليه السّلام-گفت:
انّك لن تؤمن بهذا ابدا ،تو هرگز به اين ايمان نيارى [١٤].سبب نزول [١٥]آيت و وقت نزولش و سبب متعه حجّ اين بود.
و از جمله آنان كه متعه حجّ گويند،جماعتى صحابه و تابعيناند كه نام ايشان گفته شد پيش از اين،گفت:آنكس كه حج متمتّع [١٦]كند آنچه ميسّر شود او را از
[١] .آج،لب،فق:ندا كردند گفت كه،مب،مر:ندا كردند كه.
[٣] [٢] .همۀ نسخه بدلها:بعضى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:گفتند يا.
[١٠] [٥] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .اساس و همۀ نسخه بدلها:جامها/جامهها.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بر سر كنيم.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب:سرهاى ما مىچكد.
[٩] .فق،مب،مر:گفت و گوى.
[١١] .مر:همانا خود را در آنچه كردند خوب مىپنداشتند.
[١٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:نشدى.
[١٣] .مب:هرگز حلال نشوم تا تو محرم باشى.
[١٤] .دب:نياوردى،آج،لب،فق،مب،مر:نياورى.
[١٥] .دب+اين.
[١٦] .دب:ممتّع.