روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٧ - ترجمه
دون بعضى.عكرمة گفت از عبد اللّٰه عبّاس كه:اين حدّ مولودى است كه مادر به او بار بنهد به شش ماه اعتبارا بقوله تعالى: وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً [١]،تا چون شش ماه مدّت [٢]حمل بود،و بيست و چهار ماه مدّت رضاع،جمله سى ماه بود.
و روايت كردهاند كه در عهد عمر خطّاب [٣]زنى را پيش او آوردند كه به شش ماه بار بنهاده بود،عمر فرمود تا او را رجم كنند.اميرالمؤمنين -عليه السّلام-گفت:
ان خاصمتك بكتاب الله خصمتك ،اگر با تو خصومت كند به كتاب خداى تعالى، تو را غلبه كند [٤].گفت:چگونه؟گفت بقوله تعالى: وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً [٥].و مدّت رضاع دو سال باشد بقوله تعالى[٣٠٥-پ]: وَ الْوٰالِدٰاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كٰامِلَيْنِ. چون دو سال مدّت رضاع بروى [٦]مدّت حمل شش ماه ماند، عمر بفرمود تا زن را رها كردند،و در اين حكم متابعت فتواى اميرالمؤمنين كردند.
و چون مدّت حمل هفت ماه باشد،بيست و سه ماه شير دهد.و چون مدّت حمل هشت ماه باشد،بيست و دو ماه شير دهد.و چون مدّت حمل نه ماه باشد،بيست و يك ماه شير دهد.در اين جمله مراعات آن آيت مىكند [٧]كه: وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً. و بيشتر علما برآنند كه اين مدّت دو سال،مدّت همه كودكان است، و به مدّت حمل اعتبار نيست،و مدّت رضاع بر سنّت اين مدّت است اگر نقصان كنند بيشتر از سه ماه نقصان نشايد كردن،و الّا بر كودك جور بود،و اگر زيادت كنند بيشتر از دو ماه نبايد.
ابن جريج و ثورى،و عبد اللّٰه عبّاس به روايت والبي گفت:اگر پدر خواهد كه پيش از دو سال از شيرش باز كند او را نبود بىرضاى مادر،و همچونين مادر نتواند بىرضاى پدر،و چون خلاف باشد ميان ايشان پيش از دو سال فطام نشايد تا اتّفاق نكنند بر كارى.
[٥] [١] .سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ١٥.
[٢] .وز:به مدّت.
[٣] .در اساس:عبارت«رضىاللّٰهعنه»با توجّه به نسخه مج سترده شده و كلمه«اللّٰه»باقى مانده.
[٤] .اساس:با خطى متفاوت از متن:«چه گويى»،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .كذا در اساس(؟)،مج:بودى،آج،لب،فق،مب،مر،تب:بود.
[٧] .آج،لب،فق:مىكنند.