روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٨ - ترجمه
و بعضى دگر گفتند:مراد به مدّت رضاع آن است تا دلالت كند و بازنمايد كه چه مقدار بود كه از رضاع تحريم آرد،چه هر رضاعى كه پس از دو سال بود آن را در تحريم اثرى نبود،و حكم رضاع به او ثابت نباشد،و اين قول على و عبد اللّٰه عمر و عبد اللّٰه عبّاس و عبد اللّٰه مسعود و علقمه و شعبى [١]و زهرى.
و در خبر هست كه:لا رضاع بعد الحولين،رضاع نباشد از پس دو سال،و حكم رضاع به امر حاصل شود از سه امر:يكى آنكه چندانى باشد كه گوشت روياند و استخوان سخت كند و الّا پانزده رضعت متواتر،و الّا شبان روزى پياپى كه در آن ميانه فصل نبود به رضعت كسى ديگر.و اگر زنى باشد كه او را شير نبود به دارو و غذا شير دارد [٢]آن را حكمى نبود در تحريم،و بايد كه در مدّت دو سال بود،چون چنين بود و اين شرايط حاصل باشد به منزلت نسب شود،هرچه از جهت نسب حرام بود از جهت رضاع حرام بود.
بعضى دگر گفتند:آن [٣]حدّى است كه خداى نهاد كه نهايت رضاع است، نبينى كه گفت: لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ ،و اگر كسى خواهد،زيادت و نقصان كند برحسب مصلحت كودك.
ابو رجاء العطاردىّ خواند در شاذّ:«ان يتمّ الرّضاعة»به كسر«را»و فعالة مصدر باشد و فعالت صنعت باشد،كالحياكة و الخياطة و الصّباغة [٤].و مجاهد و ابن محيصن خواندند:ان يتمّ الرّضعة،و هى المرّة الواحدة.و عكرمه و حميد و عون العقيلىّ مىخوانند:«ان تتمّ [٥]الرّضاعة»[٢-ر]بر بناى فعل ثلاثى لازم مسند با رضاعة به رفع«تا»ى رضاعت بر فاعليّت.
و عبد اللّٰه عبّاس مىخواند:ان تكمل [٦]الرّضاعة.و طلحة بن مصرّف مىخواند:
كِسْوَتُهُنَّ ،به ضمّ الكاف،و هما لغتان:كالإسوة و الأسوة،و الرّشوة و الرّشوة.
بِالْمَعْرُوفِ ،بالقصد و الوسع،به قدر يسار و طاقت،پدر نفقه كند و مادر حضانت، چه خداى-جلّ جلاله-تكليف ما لا يطاق نكند.
[١] .اساس:شعبى.
[٢] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:درآيد.
[٣] .دب:ندارد،ديگر نسخه بدلها:اين.
[٤] .فق،مب،مر:الصّناعة.
[٥] .آج،لب:يتمّ.
[٦] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:يكمل.