روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩٤
عنك،مرا از[اين] [١]شبهه فرج دادى كه خداى تو را از مكاره فرج دهاد،و اين بيتها انشا كرد-شعر:
انت الامام الّذي نرجوا [٢]بطاعته
يوم المآب من الرّحمن غفرانا
اوضحت من ديننا ما كان ملتبسا
جزاك ربّك بالاحسان احسانا
ابو حنيفة النّعمان بن ثابت گويد:روزى در نزديك صادق جعفر بن محمّد الباقر عليهما السّلام [٣]-شدم،و او را سلام كردم.چون به در آمدم،موسى جعفر را ديدم در دهليز سرا[به كتّاب] [٤]نشسته-و سخت كوچك بود [٥]-خواستم تا او را امتحان كنم،گفتم:يا ابن رسولاللّٰه!اين يحدث الغريب عندكم،غريبى كه به شهر شما رسد كجا قضاى حاجت كند؟گفت:از كنار جويها و زيردار ميوهها و پيرامن سرايها و رهگذرها و مسجدها اجتناب كند،و آنجا كه خواهد جز اين قضاى حاجت كند.
گفت:چون اين بشنيدم از او در چشم من افتاد ترفّع [٦]تمام،گفتم:يا ابن رسولاللّٰه! نيكو گفتى.
مسئله ديگر بپرسم به دستورى؟گفت:بيار.گفتم:معصيت بنده از كيست؟ در من نگريد و مرا گفت:بنشين تا تو را خبر دهم.من بنشستم،گفت:حال معصيت از چند وجه بيرون نيست:يا از خداست،يا از بنده،يا از خدا و بنده.
اگر از خداست دون بنده،خدا از آن عادلتر است كه بنده را به فعلى كه او نكرده باشد مؤاخذه كند،كه بس [٧]اين ظلم باشد [٨].
و اگر از خدا و بنده است،پس او شريك بنده باشد [٩]،و قوى اولى [١٠]باشد به انصاف و [١١]بنده ضعيفش.
و اگر از بنده است تنها:
فعليه وقع الامر و اليه توجه النهى،و له حق الثواب و العقاب،و وجب الجنة و النار ،لا جرم امر به اوست،و نهى او راست،و ثواب و
[٤] [١] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٢] .مج،وز:نرجو.
[٣] .اساس:عليهم السّلام،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،فق:بودم.
[٦] .مج،وز،مب،مر:توقع،دب،آج،لب،فق:بوقع.
[٧] .مج،وز،دب،مب،مر:پس.
[٨] .مب:او ظلم كرده باشد.
[٩] .مج:شريك باشد با بنده.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز مب،مر:اولىتر.
[١١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:ندارد.